تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٨ - در حكومت بر صورت و موجود بىاختيار ، هيچ عظمتى وجود ندارد ، حكومت بر موجودات مختار است كه تنها از قدرت مطلقهء الهى بر مى آيد
اقدام كرد وبا اختيار خود درختى را كاشت ، باقى قوه ها كه حالت فعليت پيدا نكردهاند ، يا فعليت قوهء اختيارشان صرف آبيارى مزارع شده وارتباطى به كاشتن درخت پيدا نكردهاند ، هيچ گونه تصادمى ميان اختيار عملى شدهء زيد وساير قواى اختيار واختيارهاى عملى شده در موضوعات ديگر به وجود نخواهد آمد .
حالت دوم - موقعى است كه اختيار عملى شده وكارى از انسان در حالت اختيار صادر شده است ، كارى كه صادر شده است ، موقعيتى از هستى را اشغال نموده وكار ديگرى چه اختيارى وچه غير اختيارى نمى تواند همان موقعيت را اشغال نمايد ، زيرا تحصيل حاصل است كه مانند اجتماع نقيضين امكان ناپذير است .
بنا بر اين ، مختار مطلق بودن خداوند در ما فوق اختيار انسانها هيچ منافاتى با اختيار آدميان ندارد ، چنانكه موجود بودن خدا واحاطهء وجودى او بر همه جهان هستى منافاتى با موجود بودن انسان ندارد . زيرا اختيار خداوندى يك حقيقت عينى نيست كه همهء جهان هستى را از آن جمله كارهاى انسانى را هم اشغال نموده باشد .
اختيار خداوندى مانند اراده او خارج از ذاتش بوده ، ودر تغيير اجزاء ومجموع هستى مى تواند تصرف نمايد ولازمهء اين سلطه ى اختيارى آن نيست كه چيزى اصلا وجود ندارد يا كس ديگرى با وجود قدرت خداوندى بر اختيار ، هيچ اراده واختيارى دارا نمى باشد .
قدرت وسلطهء اختيارى خداوند همهء هستى را تحقق بخشيده وهر لحظه موجوديت هستى از فيض ربانى او ريزش مى كند وبا همين سلطه مى تواند قدرت وحركت واراده وتصميم واختيار همهء انسانها را بلكه موجوديت همهء هستى را نابود بسازد ، واين سلطهء عظيم كمترين منافاتى با استناد مقدارى از كارها به نام كارهاى اختيارى به انسانها ندارد . جلال الدين اين معنى را منظور نموده ومى گويد :
((٣٠٩٦)) قدرت تو بر جمادات از نبرد كى جمادى را از آنها نفى كرد
((٣٠٩٧)) قدرتش بر اختيارات آن چنان نفى نكند اختيارى را از آن