تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٧ - در حكومت بر صورت و موجود بىاختيار ، هيچ عظمتى وجود ندارد ، حكومت بر موجودات مختار است كه تنها از قدرت مطلقهء الهى بر مى آيد
بدون اختيار قابل توجيه نيست .
مطلب يكم را در نقد وتحليل چند بيت آينده توضيح خواهيم داد .
((٣٠٨٩)) حاكمى بر صورت بىاختيار هست هر مخلوق را در اقتدار
((٣٠٩٠)) تا كشد بىاختيارى صيد را تا برد بگرفته گوش او زيد را
((٣٠٩١)) ليك بىهيچ آلتى صنع صمد اختيارش را كمند او كند
((٣٠٩٢)) اختيارش زيد را قيدى كند بىسگ وبىدام چون صيدى كند
در حكومت بر صورت وموجود بىاختيار ، هيچ عظمتى وجود ندارد ، حكومت بر موجودات مختار است كه تنها از قدرت مطلقهء الهى بر مى آيد .
اين مطلبى است كه در بيانات فوق به طور اختصار به آن اشاره كرديم وجلال الدين با رساترين بيان در چهار بيت مورد نقد وتحليل باز گو مى كند .
جلال الدين مى گويد : حكومت وسلطه بر موجوداتى كه با تمام وجودشان مانند آلات جامد تسليم حاكم هستند ، چه مزيتى دارد ؟ اين قضيه روشن است . آن چه كه مهم است اين است كه اختيار انسانها در دايرهء اختيار خداوندى چه معنا دارد ؟ مى گوييم : اختيار كه عينيت خارجى مانند اجسام ندارد ، پديده ايست كه دو حالت دارد :
حالت يكم - نيروى پيش از انتخاب واقدام . اختيار در اين حالت هيچ گونه تزاحمى با نيروى اختيار ديگران وحتى با اختيار عملى شده ندارد ، مانند صدها انسان كه از نيروى اختيار بهره مند مى باشند وتزاحمى ميان اين نيروها كه عملى نشده است ، وجود ندارد وموقعى كه يكى از آن قوه ها به فعليت رسيد ، مثلًا زيد