تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧١ - ٢ - با اين كه اوصاف و افعال خداوندى در كلمات زمانى بيان مى شود با اين حال ما فوق زمان مى باشد
نيست كه ما از توجه ودريافت نمونه ى آن اوصاف هم ناتوان بوده ومعارف ما در بارهء اوصاف الهى تنها نفى اضداد آنها را باز گو كند ، چنانكه بعضى از متكلمين گفتهاند كه ما مى گوييم : « خداوند عالم است » يعنى جاهل نيست . « خداوند توانا است » يعنى عاجز وناتوان نيست .
زيرا خداوند در انسان آن قدرت وعظمت را بوديعت نهاده است كه مى تواند به خداوند بگرايد ومحبت بورزد وبلكه بنا به بعضى از آيات ونيايشهاى معتبر شيفته وواله وبىقرار او بوده باشد ، چنانكه امير المؤمنين عليه السلام در نيايش خود مى گويد :
« واجعل لسانى بذكرك لهجا وقلبى بحبك متيما » ( زبانم را گوياى ذكرت ودلم را در دوستىات بىقرار فرما ) ومسلم است كه بدون دريافت عظمت وجمال وجلال الهى محبت بىقرارانه مفهومى ندارد . نمونهاى از علم واراده وقدرت خود را بوسيلهء همين اوصاف كه در انسانها وجود دارد ، با آگاهى به ما فوق بودن اوصاف موجود در ما قابل درك ساخته است ، در عين حال اين توجه را هم بما داده است كه مى توانيم ما فوق بودن صفات ربوبى را از صفات انسانى از همه جهات ، بدانيم . پس قابل مقايسه نبودن اوصاف الهى با اوصاف ما انسان منافاتى با درك نمونهء اوصاف ربوبى ندارد . وگر نه پيشوايان اسلام نمى گفتند : « من عرف نفسه فقد عرف ربه » ( كسى كه خود را شناخت خدايش را شناخت . ) ٢ - با اين كه اوصاف وافعال خداوندى در كلمات زمانى بيان مى شود با اين حال ما فوق زمان مى باشد .
اين حقيقت جاى ترديد نيست كه ذات وصفات خداوندى وافعال او ما فوق زمان وبه وجود آورندهء آن است كه از حركت وتغيير در پهنه جهان هستى يا از درون جارى مستمر آدمى انتزاع مى شود ، با اين حال در قرآن به عنوان مثال فعل كان كه ماضى مادهء كون است در موارد فراوانى كارهاى خداوندى يا صفات او را بيان مى كند در صورتى كه بنا به تعريف همهء ادباى عربى زبان فعل ماضى آن فعل است كه واقع شود و