تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٠ - تفسير ابيات
خداوندى فراهم نشده بود ، هيچ كس نمى توانست ، مشيتى داشته باشد .
ممكن است گفته شود : كه اين وابستگى به مشيت انسانى منحصر نيست ، بلكه هيچ يك از شئون واجزاى موجوديت آدمى بدون زمينهء ايجاد وخلاقيت الهى ، قابل هستى نمى باشد .
پاسخ اين اعتراض روشن است ، زيرا خداوند متعال سلطهء مطلقه وزمينهء هستى بخشى خود را به تمام شئون واجزاى موجوديت آدمى در آيات قرآنى گوشزد فرموده است ، به اضافهء اين كه خود پرستى واستقلال جويى آدمى معمولا با مفهوم مى خواهم وخواهم خواست ، ابراز مى شود ، لذا خداوند تاكيد وصراحت به وابستگى موجوديت انسانى را به قلمرو حكومت خويش بيشتر ومتنوعتر گوشزد كرده است .
تفسير ابيات مرد مسلمانى به يك مغ مى گويد : بيا مسلمان شو وعضو گروه مردم با ايمان باش .
مغ در پاسخ مرد مسلمان مى گويد : اگر خدا بخواهد ايمان مى آورم واگر مورد عنايت بيشترى قرارم بدهد به مرتبهء يقين هم مى رسم .
مسلمان : - خدا مى خواهد كه تو ايمان بياورى وجانت را از دوزخ رها شود ، ولى چه بايد كرد كه نفس شوم وشيطان پليد نمى گذارند وترا به سوى كفران ومعبد مغان مى كشند .
مغ : - اى مرد با انصاف حالا كه نفس وشيطان پيروزاند ، من مطيع عامل نيرومند خواهم گشت ، وبه آن سويى خواهم رفت كه غالب مرا جذب مى كند .
اگر هم خدا ايمان مرا از روى صدق مى خواهد ، حالا كه عملى نمى شود اين خواستن او چه سودى دارد ؟ نفس وشيطان خواستهء خود را عملى كردهاند وعنايت الهى به قهر ونابودى منجر گشته است .
كار خدا مانند آن كسى است كه قصر عالى وسرايى مى سازد وآن را با نقش ونگار زيبا مى آرايد ومى خواهد آنجا را مسجد قرار بدهد ، ولى ديگرى مى آيد وآن را به صورت دير در مى آورد . يا مانند كسى كه كرباسى مى بافد تا از آن قبا بدوزد ، دشمنش