تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٣ - روايت
((٢٩٣٣)) دفع او مى خواهد ومى بايدش ديو هر دم غصه مى افزايدش
((٢٩٣٤)) بندهء اين ديو مى بايد شدن چون كه غالب اوست در هر انجمن
((٢٩٣٥)) تا مبادا كين كشد شيطان ز من پس چه دستم گيرد آن جا ذو المنن
((٢٩٣٦)) آن چه او خواهد مراد او شود از كه كار من دگر نيكو شود
((٢٩٣٧)) حاش لله ايش شاء الله كان حاكم آمد در مكان ولا مكان
((٢٩٣٨)) هيچ كس در ملك او بىامر او در نيفزايد سر يك تار مو
روايت « عن زيد بن ثابت ان رسول الله صلى الله عليه وآله علمه دعاء وامره ان يتعاهد به اهله كل يوم ، قال : قل كل يوم حين تصبح : اللهم لبيك وسعديك والخير فى يديك ومنك وبك واليك ، اللهم ما قلت من قول او نذرت من نذر او حلفت من حلف فمشيتك بين يديه ما شئت كان وما لم تشأ لم تكن . » (١) ( زيد بن ثابت مى گويد : پيامبر اكرم دعايى را به او تعليم فرموده دستور داد كه اهل وخويشاوندانش را به خواندن آن متعهد بسازد . فرمود : هر روز كه بامداد بر مى خيزى بگو : خداوندا ، اجابت مى كنم اوامر ومشيت ترا وسعادتم را از آن اوامر ومشيت تو مى جويم ، خيرات باختيار تو واز تو وبا تو وبه سوى تست . خداوندا ، هر چه كه بگويم يا نذرى كنم يا سوگندى بخورم مشيت تو پيشا پيش آن است ، هر چه را كه بخواهى مى شود وهر چه را كه نخواهى نخواهد شد . )
(١) مستدرك حاكم ، ج ١ ص ٥١٦ . .