تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٣ - اشاره آمدن از غيب به شيخ كه اين دو سال به فرمان ما بستدى و دادى ، بعد از اين بده و مستان دست در زير حصير مى كن كه آن را چون انبان ابو هريره گردانم كه هر چه خواهى بيابى تا عالميان را يقين شود كه وراى اين عالم عالميست كه خاك به كف بگيرى زر شود ، مرده در آن آيد زنده گردد ، نحس اكبر در آن آيد سعد اكبر شود ، كفر ايمان شود زهر ترياق گردد ، نه داخل اين عالم است نه خارج نه فوق و نه تحت نه متصل و نه منفصل ، بىچون و چگونه و هر لحظه او را هزار اثر و نمونه ، چنانكه صنعت دست با دست و غمزهء چشم با چشم و فصاحت زبان با زبان نه داخل است نه خارج و نه متصل و نه منفصل و العاقل يكفيه الاشاره
آيه
نه داخل اين عالم است نه خارج ، نه فوق و نه تحت ، نه متصل و نه منفصل
آيه « اَلَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ الله يَدُ الله فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِه ومَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْه الله فَسَيُؤْتِيه أَجْراً عَظِيماً ٤٨ : ١٠ . » [١] ( كسانى كه با تو بيعت مى كنند در حقيقت با خدا بيعت مى كنند ، دست خداوندى بالاى دست آنها است وهر كس تخلف كند ، در حقيقت تخلف به ضرر خودش مى كند وكسى كه به تعهد الهى وفادار باشد ، خداوند پاداش بزرگى به او خواهد داد ) .
« إِنَّ اَلَّذِينَ آمَنُوا وعَمِلُوا اَلصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ٤١ : ٨ . » [٢] ( كسانى كه ايمان آورده وعمل صالح انجام دادهاند ، براى آنان پاداش بىمنتى است ) .
نه داخل اين عالم است نه خارج ، نه فوق ونه تحت ، نه متصل ونه منفصل شايد اين مسئله براى اغلب انديشمندان معمولى غير قابل هضم باشد كه در صفحهء هستى عالم ديگرى وجود داشته باشد كه ارتباطش با اين عالم هيچ شباهتى به ارتباط جسمى با جسم ديگر نداشته باشد . جلال الدين اين گونه تعجبها واستبعادها را در مبحث گذشته با بيان قانون امكان بىمورد مى داند وآن را ناشى از كوتاه نظرى تلقى مى كند .
ومثالهايى را كه در عنوان ابيات متذكر مى شود ، براى توضيح امكان يك جهان ديگر با همين عالم هستى مناسب به نظر مى رسد ، حركات عارض بر دست ، اشارهء چشم با چشم ، فصاحت زبان با زبان كيفيتها يا حالتهايى است كه با اجسام معروض خود ارتباط دارند ، ولى اين ارتباط هيچ شباهتى با ارتباط جسم با جسم ديگر كه منشأ انتزاع بالا وپائين واتصال وانفصال وراست وچپ وداخل وخارج است ، ندارد
[١] سوره الفتح ، آيهء ١٠ . .
[٢] سوره فصّلت ، آيهء ٨ . .