تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٠ - ١٨ - مطلب يكم - آيا عشق يك پديدهء ما فوق طبيعى و رو به خدا است ، خواه معشوق موضوعات جالب اين دنيا بوده باشد يا سعادت ابدى و موجود برين ؟
١٨ - مطلب يكم - آيا عشق يك پديدهء ما فوق طبيعى ورو به خدا است ، خواه معشوق موضوعات جالب اين دنيا بوده باشد يا سعادت ابدى وموجود برين ؟
اين مطلب را بيت شمارهء يكم صريحا متذكر شده است .
براى اثبات يا نفى اين مطلب مى توانيم از دو پديدهء روانى ديگر ياد كنيم وآن علم است وعقل .
علم وعقل نيز در درون انسانها مى توانند در همان قلمرو طبيعى مخصوص به خود ميخكوب شوند وبراى عالم وعاقل نتيجهاى جز گسترش روابط با طبيعت وتماس بيشتر با واقعيتهاى طبيعت در بر نداشته باشند . ومى توانند از اسارت گسترش موقعيت انسان تنها در مظاهر طبيعت رها شده ، راهى كوى خدا شوند .
عشق هم كه از درك زيبايى وكمال وخير ولذت جويى ابتدايى شروع مى شود ، ممكن است در همان پديده هاى جالب موضوعات طبيعى اعم از انسان وساير شئون طبيعى گرفتار شود وممكن است از موضوعات مزبور عبور كرده وارد جمال وكمال وخيرهاى اصيل پشت پرده گردد .
اين مطلب در ميان انسان شناسان معتقد زياد ودر ميان رهروان معرفت رواج كلى دارد .
به عنوان نمونه ، ابن سينا در اين مسئله كه عشق مجازى مى تواند به عشق حقيقى منتهى شود ، پس از بيان چهار مقدمه كه مهمترين آنها عبارت است از تبديل عامل پست عشق به عامل اعلاى عشق ، در مقدمه چهارم مى گويد : « نفس ناطقه ونفس حيوانى كه مجاور يكديگراند ، بهر چيزى كه داراى نظم وتركيب زيبا واعتدال بوده باشد ، عشق مى ورزند ، مانند آهنگهاى موزون وچشيدنىهاى مركب از خوردنىهايى كه داراى طعمهاى متناسب مى باشد .
نفس حيوانى علاقه به نوعى از توليد دارد ونفس ناطقه اگر مستعد تصور معانى