تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٤ - ١٦ - تفسير و توجيه مشروح در بارهء عشق الهى و مقايسهء آن با عشقهاى معمولى
هيچ نقاشى نمى بيند كه نقشى بركشد وآن كه ديد از حيرتش كلك از بنان افكنده اى
١٦ - تفسير وتوجيه مشروح در بارهء عشق الهى ومقايسهء آن با عشقهاى معمولى اگر كسى به خود اجازه بدهد كه همهء انواع عشق را يك ماهيت بداند ، مى تواند عشق الهى را هم با عشقهاى معمولى يك حقيقت تلقى كند ، ولى اندك توجهى كافى است كه انسان متفكر واقعا بپذيرد كه اگر از يك مفهوم بسيار كلى وتجريد شده كه در بارهء انواع عشق منظور مى شود ، مانند خود باختن لذت انگيز ، قطع نظر كنيم به شمارهء موضوعات مورد عشق انواعى از پديدهء عشق داريم كه مقايسه ى آنها با يكديگر مانند مقايسهء روح انسانى سقراط با يك احمق مى باشد كه در يك مفهوم كلى وتجريد شدهاى مانند موجود با يكديگر اشتراك دارند ؟ آيا عشق به اكتشاف يك مجهول ، عشق به پيروزى اگر چه با از بين بردن همهء انسانها به ثمر برسد ، عشق به شغل وحرفه ، عشق به شخصيت خود ، عشق به تكليف ، عشق به مقام . . . كه همهء آنها در زير كلمهء خود باختگى لذت انگيز جمع شدهاند ، يك نوعاند ؟ اين پديده ها آن اندازه با يكديگر اشتراك دارند كه پديده هاى گوناگون لذت ودرد با همديگر .
آيا لذت همخوابگى با لذت قدم گذاشتن به ما فوق هوى وهوس وكشف يك معادلهء رياضى سنخيت دارد ؟ آيا لذت متورم ساختن شخصيت با لذت تثبيت عدالت اجتماعى قابل مقايسه است ؟ لذا : به هيچ وجه نمى توان عشق الهى را با عشقهاى معمولى مقايسه كرد ، زيرا :
يك - در عشق معمولى اگر چه از يك نظر عاشق از شخصيت خود دست بر مى دارد وبه قول جلال الدين :