تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٥ - ٤ - خواص و لوازم عشق به معناى عمومى آن
( اى خداى رحمان ، از جنايتى كه كردهام واز گناهانم كه زياد شده است توبه مى كنم ، واما از عشق ليلى ومحبت به ديدارش هرگز توبه نخواهم كرد .
اگر عاشق در حال جوشش عشق بتواند به گناه وانحرافى كه مرتكب است ، توجه داشته باشد ، كشف مى شود كه هنوز شخصيت بكلى متلاشى نشده ، واحساس مسئوليت در او نمرده است . روى همين احساس اگر محاسبهاى صورت بدهد ، تدريجا جوشش عشق فرو مى نشيند وشخصيت ارزش از دست رفتهء خود را باز مى يابد واز اين جا معلوم مى شود كه آزادى روانى انسانى چقدر قوى وريشه دار است كه مى تواند حتى در حالات عشق نيز خود را بنماياند .
٣٢ - هر چه كه آرامش وسكون معشوق ونمايش بىاعتنايى او به عاشق بيشتر باشد ، جوشش وهيجان عشق شديدتر وسوزانتر مى باشد واين معنى منافاتى ندارد با آن چه كه جلال الدين در مثنوى آورده است كه عشق از طرف معشوق است كه عشق عاشق را شكوفان وبه ثمر مى رساند .
هيچ عاشق خود نباشد وصل جو كه نه معشوقش بود جوياى او
يا ديگران كه گفتهاند :
تا كه از جانب معشوق نباشد كششى نالهء عاشق بىچاره به جايى نرسد عشق دلبر ما ز عشق ما بر او افزونتر است دلبر از دل نگذرد گر دل ز دلبر بگذرد [١]
زيرا اولا ممكن است سر كشيدن موج عشق از عاشق ، موجب تبادل امواج
[١] آتشكده حجة الاسلام محمد تقى نير . .