تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - ٤ - خواص و لوازم عشق به معناى عمومى آن
٢٦ - وساوس وخيالات واوهام در طول زندگى اكثريت انسانها چنان گسترده شده است كه اگر بخواهيم عمر معمولى انسانها را تنها از دريچهء واقع يابىها بنگريم خواهيم ديد كه حتى يك صدم زندگى آدميان را نمى توان در متن واقعيات جستجو كرد ، بلكه وسوسه ها وآرزوها واميدها كه مانند نفت در روى آب زبانه هاى موقت مى كشد ، زندگى را پر مى كند . عشق اين خاصيت را دارد كه همهء آنها را از صفحهء روح مى راند وخود جانشين آنها مى گردد ، ولى اگر آدمى نتواند از گرداب نابود كنندهء عشق مجازى با سرعت عبور كند ، سر تا سر شخصيتش را وسوسه وخيال وتوهم وآرزو فرا مى گيرد ، وحتى جايى بيك صدم زندگى معمولى انسانى كه عبارت از واقع يابى بود ، نمى گذارد ، زيرا براى عاشق بيش از يك واقعيت وجود ندارد وآن هم به ثمر رسيدن عشق اوست .
ولى از طرف ديگر جهان هستى با ميلياردها واقعياتش ، به خاطر عاشق دست از كار خويش نمى كشد تا راهى براى عاشق باز كند . مثلًا عاشق اگر بخواهد براى جلوه دادن شايستگىاش . دانش يا مقام يا آزاد منشى نشان بدهد ، اين امور ناگهان از آسمان به دامن عاشق نخواهد افتاد .
بلكه مجبور است با هزاران قوا وموانع وسنگلاخها رو برو شود ومقصود خود را به دست بياورد ، امكانات وعدم امكان وپديدهء ارزشى وبىارزشى وموقت ودايمى ونسبى ومطلقهايى كه در روابط خود با جهان هستى خواهد ديد ، بدون تصفيهء حساب روانى قاطعانه با آن امور ، نخواهد توانست واقعيت عشقى را كه در درونش به وجود آمده است محقق بسازد .
وچون تصفيه حساب قاطعانه براى عاشق در بارهء جهان هستى امكان پذير نمى باشد ، لذا بجز عشق معشوقش تمام حقايق وشئون هستى اگر براى او مطرح شود ، پا در هوا ووسوسه انگيز خواهد بود .
٢٧ - عشق هرگز تسليم بحث وكاوش وبگو مگو نمى شود وبا قاطعيت شگفت انگيز به همهء آنها خاتمه مى دهد .