تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥١ - آيا خود يابى يكى از ضروريات حيات است ؟
دو عنصر اساسى خود يابى .
عنصر يكم
جاندار مترقى مانند انسان است ، زيرا حد اقل وروشنترين عامل اين پديده همانا توجه به گذشته وحال وآينده است كه انسان در امتداد زمان خود را به خويشتن بر مى نهد .
همچنين از راه تماس وجودش با رويدادهاى طبيعت وروابطش با انسانهاى ديگر ، خود را در مقابل ديدگاه خود بر مى نهد وخود را با آن رويدادها وروابط مقايسه وسبك وسنگين نموده وآنها را به سود خويش حذف وانتخاب مى كند . اگر انسان آگاهى به خود نداشت ، مساوى آن بود كه اصلا خود نداشت ، وتحت تأثير عوامل وجريانات طبيعت وساير جانداران وانسانها حتى يك روز هم نمى توانست زندگى كند ، زيرا چنانكه در گذشته گفتيم :
ميعان وانعطاف پذيرى حيات او باعث مى شد كه هر يك از عوامل نيرومندتر آن را به مقتضاى نيرو وسمت جريانى كه دارد ، بسازد ودگرگونش كند .
دو عنصر اساسى خود يابى .
عنصر يكم - آن خود كه مورد آگاهى ودريافت قرار مى گيرد . خودى كه در دوران كودكى براى كودك ممكن است مورد آگاهى قرار بگيرد ، ابتدايىتر از خودى است كه در مراحل جوانى مورد دريافت واقع مى شود ، همچنين خودهاى دوران ميانسالى وكهن سالى ، همه اين مراحل داراى خودهاى متفاوتى هستند . وهمين خودها با رنگ آميزىهاى محيط واجتماع وسيستم خانوادگى ومشاهدات وبينش ودانش وتماس با رويدادهاى گوناگون انسان وجهان به اضافهء صفات قابل انتقال بوسيلهء عوامل وراثت وغيره بسيار متفاوت است . شايد به جرأت بتوان گفت كه از يك نظر هيچ دو فرد از انسان پيدا نمى شود كه داراى دو خود كاملًا متساوى باشند .
از همين جا به يك مسئلهء فوق العاده مهم مى رسيم وآن اين است كه تعليم وتربيتهاى مساوى كه صدها بلكه هزاران فرد را بيك نواخت مورد فعاليت قرار مى دهد ، چه اندازه كمك به حذف خصوصيات خودها مى نمايد واز طرف ديگر وضع مقررات