تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٢ - تفسير ابيات
تفسير ابيات رهبر الهى به منزلهء شير است وشكار حقايق كار اوست ، وباقى مردم ريزه خوار او هستند ، لذا تا بتوانى در تحصيل خشنودى رهبر الهى بكوش ، تا براى شكار حقايق دور از دست نيرومندتر گردد .
اگر مربى الهى رنجشى پيدا كند ، مردم از آن روزى كه مرد الهى به دست مى آورد محروم وبىنوا خواهند ماند .
اگر دل تو جوياى شكار حقايق است ، بايد بدانى كه وجد وهيجان روحانى مردم ريزه خوار اوست . مرد الهى مانند عقل ومردم ديگر مانند اعضاى بدن او هستند وروشن است كه تدبير بدن از آن عقل است وبس . اگر براى مربى روحانى ضعفى رخ دهد ، از ناتوانى جسمانى اوست نه از روحش .
چنانچه ضعف وشكست بر كشتى عارض مى شود نه بر كشتيرانش كه نوح است .
مرد الهى كسى است كه پيرامون خود مى گردد وافلاك آسمانى به گرد او . اگر تو غلام خاص وبندهء رهبر الهى هستى ، در تعمير كشتى او كمك نما .
اين يارى كه تو به او خواهى كرد مربوط به خود تو خواهد بود وبر عظمت تو خواهد افزود نه بر او كه نيازى به كمك تو ندارد . مگر خداى ما نفرموده است كه ، اگر خدا را يارى كنيد خود شما پيروز خواهيد گشت . مانند روباه شكارى پيدا كن وفداى شيرش بساز تا هزاران پاداش از شير بگيرى .
شكارى را كه مريد راهرو به دست مى آورد ، مانند آن شكار است كه روباه پيدا مى كند ولى كفتار همواره شكار مرده مى گيرد اگر تو شكار مرده به پيش شير ببرى آن شكار زنده مى شود ، چنانكه چرك وفضولات در بوستان مى رويد وسرسبز مى شود .
روباه به شير گفت من به تو خدمتها خواهم كرد وحيله ها به كار برده عقل خر را از مغزش خواهم گرفت ، زيرا كار من افسونگرى واز راه بدر بردن است . روباه از سر كوه با شتاب به طرف جويبار رفت وخر مسكين ولاغر را پيدا كرد . ابتدا سلام گرمى كرد وسپس نزد آن ساده دل رفت وگفت در اين صحراى