تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - اسرار از گروه مجهولات به معناى اصطلاحى نيست
مانند متصدى ادارى يك كارگاه معظم كه صدها مهندس در به وجود آوردن آن شركت نموده ومحصول هزاران مسائل علمى وصنعتى را در آن پياده كردهاند .
متصدى ادارى كارگاه مزبور با يك عده مسائل مربوط به مجموع كارگاه آشنايى دارد وواقعياتى براى او در بارهء كارگاه مزبور از نظر اقتصادى ، حقوقى ، سياسى مطرح ودريافت شده است كه بدون آن واقعيات ، دانش وبينشهاى مهندسين لغو وبىهوده مى باشد .
تفاوت ديگرى كه اسرار با مجهولات دارد ، اين است كه مجهول عبارت از آن تاريكى است كه موجب ناتوانى وترس واضطراب ومحروميت از واقعيات ومزاياى آن مجهول است ، در صورتى كه اسرار عبارت از آن اصول ومبادى عاليه است كه مى تواند پشتيبان روح انسانى در جهان هستى بوده باشد .
مثلًا موقعى كه راز حركت كلى ولو به طور اجمال براى آدمى قابل درك مى گردد مشكلات وناتوانىها واضطرابات معلول حركت ودگرگونى قابل هضم مى باشد وروح آدمى را از متلاشى شدن وياس وگرفتگى نجات مى دهد ، مثلًا وقتى كه احساس مى كند كه به وجود آمدن آدمى وقرار گرفتن آن در مسير تحولات از كودكى به جوانى واز جوانى به ميانسالى واز ميانسالى به كهن سالى وسپس فرسودگى دوران پيرى از راز با عظمتى پيروى مى كند ، هرگز به از دست دادن دوران جوانى وطراوت وقرار گرفتن در پرتگاه پيرى ناراحت وملول نمى گردد .
علت پذيرش وجود اسرار در جهان هستى با نظر گرفتن اختلاف انسانها از حيث استعداد وبرداشت از جهان هستى متنوع مى باشد ، مثلًا گروهى به نظم قانونى جهان مى نگرند ونمى توانند هستى را در محاصرهء خود آن نظم قرار دهند ومى گويند :
خراميدن لاجوردى سپهر همان گرد گرديدن ماه ومهر