تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤١
سفارش يكى از نويسندگان بزرگ، در آن هنگام كه مشغول به نويسندگى بودم، درست نصب العين من بود، كه هر وقت احساس خستگى كردم، از كتابت باز ايستم، و به همين سبب مشكل من پس از صدمه/ ٤٧٩ مرگ همسرم دو برابر شد، چه از يك سو مىخواستم تفسير را به پايان برسانم، و از سوى ديگر نمىتوانستم، بنا بر سفارش آن نويسنده، در كار تسريع كنم. و چون روش كار من بر اساس تفكر و تدبر مستقيم در آيات قرآن كريم پيش از مراجعه به تفاسير و سپس بحث از ارتباط آن با واقعيت بود، و اين مستلزم صفاى ذهن و آسايش خاطرى مىشد كه با اوضاع و احوال كلى من تناقض داشت ... در صدد آن بر آمدم كه، در تلاشى براى پيشى گرفتن بر اجل سخنرانىهايى در تفسير برقرار كنيم، و بسا مىشد كه در يك روز سه درس شفاهى القا مىكردم تا برادران آنها را مرتب سازند و براى چاپ آماده كنند.
در آن روزها تقريبا هر روز سخنرانىهايى در بخش عربى صداى جمهورى اسلامى در ايران ايراد مىكردم، و پيش خود چنان مىانديشيدم كه به زودى دو نشان را با يك تير خواهم زد: ايجاد مجموعه كاملى از تفسير قرآن به صورت كاست، و شتاب دادن در تكميل طرح تفسير، و به حول و قوه الاهى هدف نخستين را تحقق بخشيديم كه سخنرانىهاى تفسير به صورت پانصد نوار آماده شد، ولى هدف دوم با آن صورتى كه تصور مىكردم ميسر نشد و آن خود داستان ديگرى داشت.
(٢) از آغاز توجه به تفسير، از لحاظ دو بعد مهم در آن متوجه يك جاى خالى شدم
نخست: گستردگى فاصله ميان تفسيرهاى نوشته شده و واقعيت زندگى امت، از آن روى كه بيشتر مفسران، جز معدودى از ايشان، هدفشان مورد توضيح قرار دادن كلمات قرآن بوده است، و نه تطبيق آن بر حقايق زمان، و به همين سبب اهتمام بيشترى به تأويل قرآن و روشن كردن واقعيتها با نور آن به خرج ندادهاند، در صورتى كه هدف برتر آيات يادآورى كردن خدا و روز ديگر به انسان و سپس نماياندن نفس و واقعيت آن به او است تا چنان شود كه بتواند به صورتى بهتر و