تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٥ - شرح آيات
«كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ- خداوند سخت به خشم مىآيد كه چيزى بگوييد و به جاى نياوريد.» راغب گفت: المقت، خشم شديد است نسبت به كسى كه مىبينى كارى زشت مىكند [٢] و در برابر آن حبّ (- عشق) قرار دارد، و به نظر من چنين مىرسد كه «المقت» خشم همراه با خوار شمردن و احتقار است، و شك نيست كه كسانى كه سخن و عهدها وعدههاى خود را محترم نمىشمارند، عقب مىافتند و خوار مىشوند و دنيا آنان را كوچك مىشمارد و حتى خود نيز خويشتن را خوار و حقير مىشمارند. آيا امّتها جز از طريق عهد شكنيها و جدايى گفتار از كردارشان عقب ماندهاند؟! شايسته است كه ما ريشههاى عقب ماندگى و اسباب انحطاط خود را در پرتو اين آيه كريم جستجو كنيم، و آنچه شكى در آن نيست اين است كه آن را در آرزوهاى دور از عمل و آمال غير عملى و گفتار عادى از سعى و كوشش و عهد شكسته شده و وعده خلاف و سوگند دروغ مىيابيم، و هر گاه/ ٣٤٢ امّت اسلامى بخواهد كه عزّت و بزرگوارى خود را بازيابد و تمدن خود را بنا كند، ناگزير است كه شكاف ميان آنچه را مىگويد و مىكند پر كند بدين ترتيب كه ارزشهاى خود را در جوهر زندگى خود منعكس سازد.
شك نيست كه خشم شديد خداوند نسبت به كسى كه چيزى را كه نمىكند مىگويد، هر چه عظمت كارى كه گفته و نكرده و عهدى كه بسته و شكسته بيشتر باشد، افزونتر مىشود، و از آنجا كه عهد مؤمن به سر سپردن به رهبرى مكتبى، بزرگترين پيمانها در زندگى، پس از توحيد است، هنگام شكستن اين عهد در معرض شديدترين انواع خشم الهى واقع مىشود. پس در اين صورت شگفت نيست كه تأويلى درباره اين آيه را در غدير خم مىخوانيم، زيرا آن رويداد بزرگترين پيمانى بود كه خدا و پيامبر او (ص) از مؤمنان تا روز قيامت گرفتند.
اين آيه شامل هر مصداقى از گفتار بى كردار بر آن مانند مواعيد مىشود،
[٢] - مفردات الراغب، باب المقت.