تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٤ - شرح آيات
مؤمن باقى مىماند اين است كه با نفس خود به مجاهده و مبارزه پردازد تا آن را از تمام صفات نفاق پاك سازد، و تناقض ميان گفتار و كردار، ميان شعار و واقعيّت رفتار، از بدترين ورطههايى است كه مؤمن بدان گرفتار مىشود، زيرا اين امر شخصيّت او را در اجتماع و اعتماد ديگران را بنسبت به او و حتى اعتماد به نفس او را ضعيف مىسازد، و از اين رو خداوند مؤمنان را از آن بر حذر مىدارد و گويد
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ- اى كسانى كه ايمان آوردهايد! چرا سخنانى مىگوييد كه به كارشان نمىبنديد؟» اين پس از واقعه بدر بود كه پيامبر (ص) شهادت دوستى را در وجود آنان كه پيرامونش بودند بژرفى جاى داد/ ٣٤١ و مناقب شهيدان و منازل آنان را در بهشت باز نمود، پس پارهاى از مسلمانان آرزوى شهادت كردند- كسانى كه جز آرزو كردن چيزى را نيك بجاى نمىآورند- و گفتند: اى كاش خداوند پيكارى را فرا راه ما دارد و آماده سازد تا تمام همّت خود را در آن به كار بريم و بكوشيم و جان و مال خود را در راه خدا ببازيم، و به مراتب و درجات مجاهدان و شهيدان نايل شويم. چيزى نگذشت كه واقعه احُد پيش آمد، ولى آنان بدانچه گفته بودند وفا نكردند، بلكه گريختند و پيامبر را در ميدان تنها گذاشتند، در همان حين اين آيات كريم نازل شد.
شايد ما از آيه بعد اين نكته را دريابيم كه رسيدن انسان به درجه يگانگى ميان گفتار و كردار از بالاترين درجات ايمان و از دشوارترين كارهاست، و اين امر به كوششى مداوم و پيگير نياز دارد. جهادى كه آيات بعد از آن سخن مىگويند و ما را بدان ترغيب مىكنند از بارزترين مصداقهاى اين كوشش است، بويژه آن كه زير درفش وحدت باشد.
[٣] و چه قدر گناه بد و بزرگى در پيشگاه خداوند است كه مؤمن سخنى بگويد كه بدان عمل نمىكند. بلى، اگر چنين سخنى از منافق و دور و سر زند اين از طبيعت و سرشت اوست، امّا اگر كسى مدّعى ايمان باشد و سپس به صفات نفاق ملبّس شود بيگمان خود را در معرض خشم شديد خدا قرار خواهد داد.