تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٥ - شرح آيات
تصوير همان شكل دادن و رسم كردن است و اين پس از نوآفرينى و ساختن تمام مىشود، پس معناى آن اين مىشود كه ذات سبحان او آفرينش چيزها را به نيكويى انجام داد و آنها را به بهترين صورتى بياراست.
چهارم: نامهاى خدا بدين كلمات با تمام عظمتى كه دارند محدود نيست، بلكه «لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى- او را نامهاى نيكوست»، تمام آن نامها. آيا آفريدگان نشانههاى او نيستند؟ و آيا نشانههاى او تجلّيات نامهاى او نيستند، و مگر نه او نور/ ٢٨٣ آسمانها و زمين است و والاترين صفت از آن اوست؟ چون به نشانهاى از نشانههاى قدرت و عظمت و نور و جلال او بنگرى آن را وسيله شناخت پروردگارت قرار بده و او را بدان نام و صفت بخوان زيرا او خود خويشتن را بدان نام خوانده است.
«هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى- اوست خداى آفريدگار، نو پديد آورنده و صورت بخش كه نامهاى نيكو از آن اوست.» در حديث منقول از پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) آمده است: «خداى عزّ و جلّ را نود و نه اسم است هر كس خدا را بدانها بخواند، خدا دعايش را مستجاب مىكند، و هر كه آن نامها را برشمارد به بهشت درآيد.» [٨٦] همانا شناخت خداوند به وسيله نامهاى نيكوى او انسان را از الحاد در آن شناخت محفوظ و از انحراف و دور شدن از راه راست مصون مىدارد، زيرا نادانى انسان و وسوسههاى شيطان او را به سوى مقدّس انگاشتن غير خدا يا پيروى از شريكانى مجعول براى او مىراند و اين چيزى است كه آدمى را هلاك مىكند و از زيانمندان مىسازد، در حالى كه بيگمان نجات از گمراهى شرك پيدا و پنهان همانا در تسبيح و تقديس و منزّه و پاك دانستن خدا و يادآورى نامهاى نيكوى اوست، پس چون آفريدگار در دل كسى بزرگ شود هر چه جز اوست خرد و متلاشى مىشود و از ياد او مىرود. مگر نه اين كه نور نجات از تاريكى است؟ همين گونه
[٨٦] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢٩٩.