تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٤ - شرح آيات
/ ٢٨٢ ستوده او را ياد مىكند كه آن نامها برگرفته از اين افعال است.
يكم: خلق (آفرينش) و به نظر مىرسد كه معناى آن ساختن چيزهاست پس از نو آفرينى آنها، و از اين رو ممكن است كه غير از خدا را نيز «خالق
آفريننده» ناميد، پروردگار ما گفته است: «فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ [٨٤]- در خور تعظيم است خداوند، آن بهترين آفرينندگان» و خداى سبحان گفت
«وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ [٨٥]- و آن گاه كه (به امر من) از گل چيزى چون پرنده آفريدى.» دوم: وقتى ما چيزى مىسازيم، چيزى موجود را از صورتى به صورت ديگر درمىآوريم، در حالى كه پروردگار ما آفريدگان را انشاء كرد يعنى بدون آن كه پيشتر وجود داشته باشد از نيستى به هستى آورد و پديدهاى بكلى بىسابقه پديدار كرد و آن را چيزى نمونه و الگو برنگرفت، و به نظر مىرسد كه اين همان معنى «بارئ» باشد كه مفسّران گويند: معناى آن انشاء كننده نوپديد آورنده است و گروهى از واژهشناسان نيز همين مطلب را تصريح كردهاند.
يكى از مفسران گويد: «براء» در اصل بدين معنى است كه «از بيمارى شفا يافت» سپس اين معنى توسعه يافته و شامل كسى شده كه چيزى را درست و بىنقص يا عيبى بسازد، و بنا بر اين «البارئ» در اينجا كسى است كه آفرينش خود را به درستى انجام داده و رخنه يا فاصلهاى در آن نگذاشته است.
سوم: خداوند چيزها را پس از آن كه خود آنها را ابداع كرد و بىسابقه پديد آورد، و پس از آن كه نيك اندازه گرفت و سنجيد، بيافريد و خلق كرد، و شايد معنى «المصوّر: نقشبند» همين باشد، پس خدا در عالم غيب عالم را چنان كه خواست برسنجيد، آن گاه ماده عالم را، از هيچ، نه از چيزى، ابداع و نو پديد كرد، سپس آن را آفريد و او كه منزّه است آن را به بهترين آفرينشى بساخت، و گفتهاند
[٨٤] - المؤمنون/ ١٤.
[٨٥] - المائدة/ ١١٠.