تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٨ - شرح آيات
برخاستن و بالا رفتن در افقهاى پيشرفت و فضيلت بازمىدارد، و همان نفس (يا خود) است كه اسلام در (قرآن و سنّت) آن را دشمنترين دشمن انسان به شمار آورده كه اگر انسان بر آن پيروز شود به سعادت و رستگارى مىرسد.
«وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ- و آنان كه از بخل خود در امان مانده باشند رستگاراناند.» آن قدر كه انسان در طلب علم مىكوشد سزاوار است چند برابر آن در راه تزكيه نفس و كمال اخلاق خود بكوشد، و قرآن در امان ماندن از بخل نفس را همان رستگارى شمرده است زيرا اين بخل سرآمد هر خطا و انحرافى در زندگى بشر و اساس كفر و شرك و ظلم و حسد و ... و ... ديگر بديهاست. امير مؤمنان على بن ابى طالب (عليه السّلام) گويد: «بخل جامع عيوب بد است و افسارى است كه به وسيله آن آدمى به هر بدى كشانده شود.» و آيا نه اينكه خداوند رسالتهاى خود و پيامبران خويش را براى آن فرستاد كه انسان را از زندان بخل نفس بيرون آرند؟ و مگر نه اين كه بخيل جز خود را نمىبيند، هم چنان كه زندانى جز ديوارهاى زندان خود را نمىبيند؟ اما راه رهايى از اين مهلكه كدام است؟ بيگمان توكّل به خدا و پناه بردن از شرّ نفس فرمان دهنده به بدى، بر خداوند، و گشودن چشم دل بر راهنماييهاى قرآن و بينشهاى سنّت، و پذيرفتن اندرزهاى واعظان. چه قدر تعبير قرآنى در اين مورد بغايت بليغ است كه فعل مجهول «يوق: در امان مانده باشند» را بكار مىبرد، يعنى براستى خداست كه انسان را آزاد مىكند و از اين مهلكه نجات مىبخشد.
مشكل انسان اين است كه سعادت را در پيروى از هوا و اشباع آزمندى/ ٢٥٠ نفس مىشمارد، ولى نمىداند كه اين پيروى او را بنده ناتوان نفس مىكند. آيا آن كه دوستدار رياست است از هواى منصبجويى در هر جهتى كه او را بكشاند پيروى نمىكند و تمام وجودش، حتى عواطف و عقل و پيوندهاى انسانى او در اين مقام طلبى خلاصه نمىشود و همه چيز را وقف منصب و مقام نمىكند؟
همچنين است كسى كه براى كسب ثروت حرص مىورزد و دنيا را از