تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٩ - شرح آيات
خلال دارايى مىنگرد و از مسخ شخصيت انسانى به خاطر مال پروايى ندارد، در حالى به دنيا مىآيد كه مىتواند (بالقوّه) انسانى متكامل شود، ولى در حالى مىميرد كه از خصوصيّات انسانيت هيچ بهرهاى ندارد.
آزادى از رياست دوستى و مالدوستى، و بيرون شدن از قيد بخل نفس مؤمنان را آزادگانى مىسازد كه در عرصه زندگى بدون غل و زنجير آزادانه در حركتاند.
از آنجا كه ايثار قلّه فضيلت است، رسيدن بدان نياز به اقدام پرورشى پيوستهاى دارد كه با پناه بردن به خداى سبحان از چنگ آز و طمع و بخل نفس صورت مىپذيرد. در خبر از امام باقر (عليه السّلام) مروى است كه ابو بصير گويد
به ابى جعفر (عليه السّلام) عرض كردم: آيا پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) از بخل (به خدا) پناه مىجست؟ گفت: «آرى، اى ابا محمد، هر صبح و شام، و ما هم از بخل به خدا پناه مىبريم، بنا به گفته خدا: «وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ- و آنان كه از بخل نفس خود در امان مانده باشند رستگارانند.» [٥٢] در حديث آمده است «بخل با ايمان در دل مرد مسلمان جمع نيايند و غبار حركت در راه خدا با دود دوزخ در دل مرد مسلمان گرد نيايند.» [٥٣] از فضل بن ابو قره سندى روايت شده كه گفت: ابو عبد اللّه (ع) به من گفت: «آيا مىدانى شحيح كيست؟ گفتم: همان بخيل است، پس گفت
«شحّ از بخل شديدتر است، بخيل بر آنچه در دست خود دارد بخل مىورزد، ولى شحيح بر آنچه در دست مردم است و بر آنچه خود در دست دارد. بخل مىورزد تا بدانجا كه/ ٢٥١ هر چه را در دست مردم مىبيند مىخواهد به حلال يا حرام از آن او باشد، و بدانچه خداى عزّ و جلّ روزى او كرده است خرسند نيست.» [٥٤] و پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) گفت: «اسلام چيزى را چنان كه شحّ
[٥٢] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٩٠.
[٥٣] - مجمع البيان، ج ٩، ص ٢٦٢.
[٥٤] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢٩١.