تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٢ - شرح آيات
كس در جستجوى خط مكتبى اصيل است و مىخواهد بدان بپيوندد، بداند كه بيقين اين خط در جنبشهاى الهى با اخلاص تجسّم و تجسّد يافته است، نهضتهايى كه بر پايه گسيختن از دشمنان خدا و پيكار با آنها نهاده شده، دور از پيوندها و هم پيمانيهاى شبههآميز و بر اساس حق، نه نژادپرستى و مليّت، و هم قارّهاى و آنچه بدين ماند، و نه بر اساس بت سازى از يك تن، كه تمام اينها شركى است پنهانى.
هم چنان كه افراد حزب اللَّه حقيقى با كسانى كه با خدا مىستيزند دوستى نمىورزند، و از سويى ديگر با كسانى كه خدا را دوست مىدارند و با او مودّت دارند، نمىستيزند. پس كسانى كه با دوستداران و اولياء خدا و مؤمنان به او دشمنى مىورزند و كسانى كه تنها گردهمايى و تشكيلات خود را مقياس شناخت حق از باطل قرار دادهاند، از حزب خدا نيستند، زيرا اين ارزشى است جاهليّتى كه مؤمنان حزب خدا آن را مردود مىشمارند زيرا مقياس ايشان خود حق است و رهبرييى كه همواره ملازم حق است و آن را در نظر گاهها و موضعگيريهاى خود معيار و ملاكى درست قرار مىدهد. و اين گفته خدا: «أُولئِكَ- اينان» اشاره به صفاتى دارد كه پيش از اين آمد و ما را بدين نكته رهنمون است كه انسان و اجتماع به عوامل ظاهرى همچون شكل و نام از حزب خدا نمىشود، بلكه با مضمونها و صفات بواقع حزب اللَّه مىشود، و بنا بر اين براستى، هر جنبشى كه اين نام را به خود ببندد حزب خدا نيست، بلكه آن نهضتى كه تمام اين صفات را در واقعيّت زندگى فردى و اجتماعى تجسّم دهد حزب خداست و اگر شخصى به تجمّعى مؤمن بپيوند ولى اين صفات را در خود تجسّم ندهد و هرگز با وجود پيوستگى خود به حزب اللَّه از حزب خدا نيست.
از كلمه «حزب» بدين نكته رهنمون مىشويم كه افراد آن با نظمى متقابلا به يكديگر پيوسته و وابستهاند و روابط استوار انسانى و ايمانى آنان را به يكديگر مربوط مىكند، پس در وجود آنان اثرى از كينه و تحميل غل و زنجير و قيد و بند/ ١٩٨ بر يكديگر و بر برادران مؤمن خود، و نشانهاى از روح فردى و تكروى نمىيابى. و بر اساس اين تعريف گسترده از حزب اللَّه، ممكن نيست آن را به مصداقهايى از آن در گروهى معين محدود و منحصر كنيم، بلكه جبهه تمام مؤمنان راستين است. و اين