تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢١ - شرح آيات
«وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ- و آنان را به بهشتهايى كه در پايين آن نهرها جارى است درآورد، در آن جاودانه باشند. خدا از آنان خشنود است.» براى راست بودنشان با او، و پاكدل بودنشان نسبت به او، و يارى و كمكشان به دين او و پيامبر او «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ [٦٠]- و خشنودى يافتن از جانب خدا بزرگتر است» از هر ثواب و پاداشى ديگر ... و ايشان به نوبه خود بدو تسليم شدند و سرسپردند.
«وَ رَضُوا عَنْهُ- و آنان نيز از او خشنودند.» براى شناخت او، و ميل با پاداش و ثواب او، پس آنان از آنچه به ايشان مىرسد بانگ و فرياد نمىكنند و از دشواريها و گزندهايى كه در راه او مىبينند روى نمىگردانند، زيرا در جستجوى خشنودى اويند، هر جا آن را بيابند، و بزرگترين سرافرازى آنها در اين است كه از فداكاريهايى كه براى او كردهاند به خود نمىبالند، و هر چيزى جز او را ارزان و ناچيز مىشمارند زيرا وجود خود را به خداى تعالى فروختهاند و آن را در گرو خشنودى او گذاشتهاند، پس براى او به حزب گراييدند (يارى كردند و متّحد شدند)، زير بيدق حق، و رهبرى مكتبى، و در گردهمايى مؤمنان، آنچه را او دوست دارد دوست مىدارند/ ١٩٧ و بدان عمل مىكنند و آنچه را او دشمن مىدارد دشمن مىدارند و از آن خوددارى مىكنند، و مقياس و وسيله سنجش آنان در شناخت باطل و مصداقهايش (دشمنان خدا و پيامبر او) همان حق است كه در رسالت، و رهبرى الهى و در وجود پيامبر و امامان، و پس از ايشان عالمان مخلص، مجسم و نمايانگر شده است.
«أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ- اينان حزب خدايند،» زيرا اينان تنها و تنها براى او و براى حق و رهبرى صالحاناند، حتى ژرفتر از اختصاص محض منافقان به شيطان و باطل و به سردمداران كفر و مظاهر آن. هر
[٦٠] - التوبة/ ٧٢.