تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٨ - شرح آيات
به خدا و آخرت آنان را از دوستدارى كسانى كه با خدا مىستيزند، باز مىدارد.
«وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ- هر چند آنان پدران يا فرزندان يا برادران يا قبيله آنها باشند،» زيرا عواطف و انگيزهها در شخصيّتها و رفتارها و موضعگيريهاى ايشان تأثيرى ندارد،/ ١٩٤ آنان حق را مىجويند و در طلبش تا حدّ توان مىكوشند، و رهبرى با كفايت بر حقى را مىخواهند پس به دوستدارى آن مىپردازند، و همايشى مكتبى را مىجويند پس بدان مىپيوندند و تمام امكانات خود را براى آن بكار مىبرند و در راه خدا به سرزنش هيچ ملامتگرى توجّه نمىكنند. شك نيست كه اين امر مستلزم مقاومتهايى است كه نياز به اراده نيرومند، و توفيق از جانب خدا دارد، و از اين رو قرآن تأكيد مىكند و مىگويد
«أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ- خدا بر دلهايشان رقم ايمان زده.» يعنى خدا ايمان را در نفوس آنان ثابت و استوار كرده، زيرا در وجود ايشان، هنگامى كه تنها براى او و براى حق از هر چيزى جز اين دو گذشتند، شايستگى لازم را تشخيص داده. و ايمانى كه در دل نوشته و پايدار شود مهمتر و راسختر و راستتر از آن است كه در اندامها ظاهر مىشود.
«وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ- و با روحى از خود ياريشان كرده.» پس سه نيرو در آنها گرد آمده: اراده آنان+ نيروى ايمان+ يارى و پشتيبانى خدا، و بدين وسيله بر مخالفتها و ستيزهجوييها پيروز مىشوند و از استوارترين پيوندها و ژرفترين و ريشهدارترين پيوستگيها (پيوند با پدران و فرزندان و برادران، و پيوستگى به قبيله و وطن و مليّت) مىگسلند و به پيوستگى رسالتى و پيوند با حق و اهل آن روى مىآورند. پيداست كه اين بيان بر عكس بيانى است كه در وصف منافقان آمده كه شيطان بر آنان چيره مىشود و ياد خدا را از خاطر آنان مىبرد پس در آنجا و در آن صورت ذرهّاى استقلال و عزّت و اراده براى آنها باقى نمىماند، در حالى كه در اينجا ذرّهاى سستى و ناتوانى و خوارى نمىيابى، و حدّ فاصل بين