تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٦ - شرح آيات
يارى احدى از مردم نيست، بلكه مرهون تحقق اراده ذات سبحان اوست، پس اگر همه از مسئوليتهاى خود شانه خالى كنند و حتّى با دشمنان هم پيمان شوند، او خود بيقين حق را پيروز مىكند. و گفت: «وَ رُسُلِي- و پيامبرانم»، و نامى از مؤمنان نبرد، در حالى كه آنان نيز مورد نظر اين آيه و مشمول حكم و غلبه و چيرگى هستند.
شايد به سبب دلالت بر اين كه يارى دادن و پيروزى بخشيدن خدا به مؤمنان براى پيروى آنان از خط پيامبران است، و به صورت مفرد نگفت: «و رسولى- و پيامبرم»، تا ما را رهنمون شود كه رسالت اسلامى امتداد و دنباله حقيقى تمام رسالتهاى پيشين است، و پيروزى آن همان پيروزى مسير حق در زندگى و همان مسيرى است كه پيامبران در طول تاريخ مشعل آن را حمل كردهاند، و پيروزى و يارى خدا پس از پيامبران متوقف نمىشود بلكه در تأييد او از جنبشهاى مكتبى راستين (حزب خدا) استمرار مىيابد، زيرا اين نهضتها ادامه طبيعى جنبش پيامبران است پس پيروزى آن در واقع پيروزى راه ايشان است.
و در اين مورد سه راه وجود دارد
اوّل: نيروى غيبى مستقيم يا به وسيله فرشتگان، چنان كه نوح (عليه السلام) را با هلاك كردن قوم او پيروزى داد، و موسى (عليه السلام) را با غرق كردن فرعون و لشگرش نصرت داد، و همچنين صالح نبى و شعيب نبى (عليهما السلام) را ...
(پيروز كرد).
دوّم: حجّت و برهانى رسا كه به اولياء خود مىدهد و ايشان را به خوبى مجهّز مىسازد و بدين سبب مردم از سخن آنان قانع مىشوند و در مىيابند كه رسالتهاى پروردگارشان همان حق است، چنان كه حجّت پيامبر گرامى خود (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) را كامل و تمام ساخت و مردم گروه گروه به دين او در آمدند.
سوّم: و همان كه براى ما اهميّت دارد: پيروزى حق به وسيله مؤمنان متوكّل به ذات عزّ و جلّ او، راغبان و مشتاقان شهادت در حالى كه به رشته وحدت و رهبرى مكتبى چنگ در زدهاند، و كسانى كه جز كوشش خستگى ناپذير براى بالا بردن كلمه حق چيزى نمىشناسند و اينان به راستى و بحق حزب اويند.