تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١١ - شرح آيات
السلام) گويد: «واقع شدن فتنهها اميال و خواهشهايى را آغاز كرده كه از آنها پيروى مىشود و احكامى كه بدعت مىنهند ... اگر باطل آزاد شود بر خردمندان بيمى نيست، و اگر حق آزاد شود اختلافى در ميان نخواهد بود، امّا نيرويى از اين جانب و نيرويى از آن سو وارد مىشود و آن دو بهم مىآميزند و همراه مىآيند، پس اينجاست كه شيطان بر دوستان خود چيره مىشود، و كسانى كه از جانب خدا به آنان نيكى شده است نجات مىيابند». [٤٨] چيرگى شيطان هنگامى كامل مىشود كه انسان نام پروردگارش و گواه بودن او را بر خود، و جزا و پاداش و گستردگى رحمتش، و سختى عذاب او و ديگر چيزهاى همانند اينها را از ياد ببرد، زيرا ياد خداست كه انسان را از گناه بازمىدارد و حفظ مىكند و او را به فرمانبردارى و توبه وا مىدارد. امام صادق (عليه السلام) گفت: «چون اين آيه نازل شد: «وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ [٤٩]- و آن كسانى كه چون مرتكب كارى زشت شوند يا به خود ستمى كنند، خدا را ياد مىكنند و براى گناهان خويش آمرزش مىخواهند.» ابليس در مكّه به كوهى بالا رفت كه بدان ثور مىگفتند، آن گاه با بلندترين آواى خود به ديوانش آواز داد، و آنها نزد او گرد آمدند و گفتند: اى سرور ما! فراخواندن ما براى چيست؟ گفت: اين آيه نازل شده است، كيست كه كار آن را بسازد؟ ديوى از شيطانها برخاست و گفت: من بدين و بدان وسيله شايسته جلوگيرى از آنم، گفت: تو آن را نشايى، پس ديگرى برخاست و هم چنان گفت، ابليس گفت: تو هم اهل اين كار نيستى، آن گاه وسواس خنّاس گفت: من شايسته مبارزه با آن آيهام، گفت: با چه وسيله؟ گفت: به آنان وعده مىدهم و آرزوجويشان مىكنم تا به خطا و گناه درافتند، و چون به گناه در افتادند، آمرزش طلبى و استغفار را از يادشان مىبرم، پس ابليس گفت: تو شايسته اين كارى، و او را تا
[٤٨] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢٦٧.
[٤٩] - آل عمران/ ١٣٥.