تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٠ - شرح آيات
و جنبشهاى گمراه. و شيطان بر هيچكس، ما دام كه ايمان دارد مسلّط و چيره نمىشود. مگر ايمان دژ استقلال و متّكى بودن به خود نيست؟ و سپرى براى دل در برابر فتنهها و فريبها و شهوتها محسوب نمىشود؟ و مگر نه هر گاه بشر اعتماد و پشتگرمى و توكّل خود را به خدا به هنگام وزيدن تند باد شهوتها و پى در پى رسيدن فشارها از دست بدهد، پايدارى و مقاومت بر او دشوار و غير ممكن مىشود؟ در چنين حالى انسان چون پرى دستخوش مركز گردباد، هر گونه اراده و اصالت و انديشه را از دست مىدهد و تسليم هر يك از شيطانهاى جنّ و انس مىشود كه او را برانند و بچرخانند.
انسان نمىتواند بى رهبرى زندگى كند، پس اگر به حق يارى نكند و دوستدار رهبرى خود نباشد و به جامعه خويش نپيوندد و به باطل يارى كرده و با مظاهر آن دوستى ورزيده و به جريان آن پيوسته است. منافقان خطّ نخست را رد كرده و از اميال و شهوتهاى خود پيروى كردهاند و از اين رو در دام شيطان افتادند و شيطان تا آخرين حد بر آنان چيره شده است. در معنى كلمه «اسْتَحْوَذَ- چيره شد» گويند از «أحوذ الشيء» آمده يعنى آن را گرد آورد و به يكديگر پيوست، و چون گرد مىآورد بر آنان چيره مىشود و تسلّط و توانايى مىيابد. و ديگرى گفته است: از «حوذ» است كه بيرون ران شتر باشد كه از خلال آنجا شتر را مىرانند (و حاذ الإبل: يعنى شتر را سخت راند). و معنى واضح است كه همان چيرگى بر آنهاست.
«فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ- پس نام خدا را از يادشان برده است.» در دلهايشان و رفتارشان و واقعيّت عملى ايشان. و هر جا كه مورد ذكر و نام خدا باشد، همانا از ياد بردن آن براى انسان خسارتى بزرگ است. و شيطان در گمراه ساختن آدمى از كوچكترين امور آغاز مىكند و گام به گام پيش مىرود تا بر رفيقش دست يابد، و روشهاى فريب و مكر او گوناگون است و مهمترين آنها آراستن دنيا، و زيبا نماياندن گناهان به انسان، و برانگيختن آرزوها و خواهشها در قلب او، و انگيختن او به جانب آنها و آميختن حق به باطل است. امير مؤمنان/ ١٨٨ (عليه