تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٨ - شرح آيات
قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ [٧٦]- گفتند: اى موسى در آنجا مردمى بسيار قدرتمند و جبّارند و ما به آن سرزمين درنياييم تا آن گاه كه آن جبّاران از آنجا بيرون شوند. اگر آنان از آنجا بيرون شوند، بدان داخل شويم ... گفتند: اى موسى تا وقتى كه جبّاران در آنجايند هرگز بدان (شهر) وارد نمىشويم. ما اينجا مىنشينيم، تو با پروردگارت برويد و پيكار كنيد.» «فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ- پس دلهايشان سخت شد و به قساوت دچار شدند.» چرا طول مدت و مرور زمان سبب سخت دلى و قساوت قلب بود؟
شايد در اين آيه اشارهاى باشد به قانون دورههاى تمدن كه بسيارى از علماى فلسفه تاريخ بر آناند و گويند: همان گونه كه يك تن انسان مراحل كودكى و جوانى و بزرگسالى را مىگذراند و سپس به پيرى و فرتوتى مىرسد، جامعه انسانى نيز همين مراحل را مىگذراند، پس روزگار جوانى آن هنگامى است كه فكرى خلّاق و سازنده در جامعه برانگيخته مىشود و نيروهايش ناگهان مىشكفد، ولى با گذشت زمان همان فكر و انديشه تمدّنزا را كه بدان ايمان و اعتقاد داشتند، به سبب جهات منفى وجود و خواهشها و اميال خود ناديده مىگيرند و از آن غفلت مىورزند، و روحيه مبارزهطلبى و فداكارى را از دست مىدهند،/ ٦٠ و به مرحلهاى مىرسند كه همانند حالت پيرى انسان است. چه بسا كه ما اين انديشه را از گفته خداى سبحان الهام گيريم كه گويد: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ- پس كسانى جانشين اينان شدند كه نماز را تباه گذاشتند و از شهوتها پيروى كردند.» [٧٧] اين آيه چنين بدين قانون طبيعى اشاره مىكند كه ما با آن مبارزه كنيم و نگذاريم مرور زمان و طول مدّت در ما سخت دلى و قساوت قلب به وجود آورد.
علماى فلسفه تاريخ نسلها را در هر يك از ادوار تمدن به سه نسل تقسيم
[٧٦] - المائدة/ ٢١ تا ٢٤.
[٧٧] - مريم/ ٥٩.