تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٥
[١٠] امّا راه رهايى از آزمندى نفس همانا انفاق و هزينه كردن است، و اين چيزى است كه اين آيات يادآور مىشود و آن را در اذهان مؤمنان برمىانگيزد، بدينسان كه مؤمنان را در برابر حقيقت دنيا قرار مىدهد كه فرصتى است كوتاه و قاطع هم چنان كه آنان را در مسابقهاى خطرناك با اجلى قرار مىدهد كه طومار زندگى را درهم مىپيچد تا پس از آن انسان با سرنوشت ابدى خود رويارو شود، يا با صالحان در بهشت و يا با دوزخيان در عذاب.
«وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ- از آنچه روزيتان دادهايم در راه خدا انفاق كنيد، پيش از آنكه يكى از شما را مرگ فرا رسد.»/ ٤٢٨ در آن هنگام خود به تنهايى با سرنوشت خويش روبرو مىشود، و به تنها به پيشگاه خدا مىرود، نه با مال و نه فرزندان و نه ياورى. وقتى قرآن انسان را يادآور مسئوليتهاى فردى خود مىشود براى آن است كه او را از عوامل تأثير گذار منفى مادّى و اجتماعى كه او را از انفاق و پذيرفتن دعوت خدا باز مىدارد، جدا كند ... و چرا انسان از مال خود نسبت به پروردگارى كه آن را به او روزى داده دريغ ورزد در حالى كه ناچار با مرگ از آن دست خواهد كشيد؟
«فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ- پس بگويد: اى پروردگار من، چرا مرگ مرا اندكى به تأخير نينداختى تا صدقه دهم و از شايستگان باشم.» او، براستى از خدا تأخيرى هزار ساله نمىخواهد، بلكه مىخواهد مهلتى اندك همچون چشم بر هم زدنى بدو دهد كه خود را از حسرت و عذاب وارهاند، و اين دلالت مىكند بر آن كه انسان مىتواند با يك تصميم و در يك چشم بر هم زدن خود را تغيير دهد و از جبههاى به جبهه ديگر و از سرنوشتى به سرنوشت ديگر منتقل كند. و از اين آيه كريم هدايت مىشويم به اينكه صدقه (و انفاق، هزينه كردن در راه خدا) معراج مؤمن به نزد زنان و مردان صالح است. و اينجا الهامى درباره گفته خداى تعالى مىيابيم كه گويد: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ