تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٢ - شرح آيات
در آنچه از امور دين و دنيا كه بدان مىپردازند يا از آن اجتناب مىورزند، به موجب آن عمل كنند.
تفسيرهاى آنان در مورد حكمت اين چنين به يكديگر پيوسته تا توضيح دهد كه حكمت رسيدن به سطحى از علم دين است/ ٣٧٩ كه به انسان امكان دهد متغيّرات شرايع را بشناسد و اين همان فقه است.
آرى، فقه و آگاهى عالمانه و ژرف نسبت به اسلام بدون آگاهى و فقه نسبت به زمان ممكن نيست، زيرا حكم خداوند نسبت به هر رويداد با رويدادى ديگر و هر واقعه با واقعه دوّم تفاوت مىكند، و فقيهان از آن رو مرجع احكام دين شدهاند كه دين را مىشناسند و از شرايط زمان و عوامل تغيير دهنده رويدادها آگاهاند، پس احكام آنها را از دين استنباط مىكنند، و از اين رو در حديث شريف (نبوى) آمده است: «امّا در مورد حوادثى كه روى مىدهد، به راويان حديث ما مراجعه كنيد.» بدين گونه حكمت همان خرد پاك شده به وسيله دين است، و بنا بر عادت جز بعد از آشنايى كامل و وقوف به ديگر احكام شريعت و ارزشهاى قرآن به كسى داده نمىشود.
از آنجا كه قرآن آخرين رسالتى كه خداوند براى بندگان خود فرستاده و تا قيام ساعت رستاخيز، به رغم دگرگون شدن شرايط، باقى است پس بشريّت نياز به حكمت مركوز و انباشته شده در وجود پيشوايان اين دين دارد تا عوامل تغيير دهنده را دنبال كند و با آنها همگام باشد.
اين چنين ابراهيم (عليه السّلام) به دعا از پروردگار خود درخواست كرد كه در ميان اعراب كسى را برانگيزد كه حكمت و كتاب را به آنان بياموزد، و او و پسرش اسماعيل گفتند: «رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ [٢٠]- اى
[٢٠] - البقرة/ ١٢٩.