تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٧ - شرح آيات
را با سرب به هم پيوسته باشند.» پس وحدت آنان پيداست هم چنان ديوارى كه اجزايش به يكديگر پيوسته است، و اين وحدت و يگانگى حقيقى است زيرا در واقع نيز استوار است و نظير هر بناى معمولى ديگر نيست بلكه ديوار و بنايى است كه اجزايش به استوارى بهم پيوسته و يكديگر را گرفتهاند. و در تفسير اين تعبير گفتهاند: مانند بنايى كه بتمامى با سرب ساخته و ريخته شده باشد. اين آيه بدان معنى نيست كه هيچ اختلافى ميان مؤمنان وجود ندارد، زيرا وجود اختلاف طبيعى است، اما اختلاف تبديل به نبرد و مبارزه ميان آنان نمىشود، سپس اين اختلاف نيز به هنگام نبرد (مشترك اينان بر ضد دشمن) از ميان مىرود و نابود مىشود و آنان را مىبينى كه همه در بوته وحدت و يگانگى ذوب مىشوند تا كوششها و طايفهها و جمعيتها همه و همه امّتى يگانه و يكپارچهاى شوند كه دشمنان رخنه و نقطه ضعفى نيابند كه از آن نفوذ كنند. آگاهى مؤمنان بر دامنه تأثير عامل وحدت و گردآوردن يك جاى كوششها در ترجيح كفّه ترازوى پيكار به سود حق آنان را ترغيب مىكند كه در جنگ صفى يگانه و يكپارچه تشكيل دهند، و هيچ چيزى چنان كه قرآن و امامى كه بدان عمل مىكند، در صورتى كه مؤمنان بدين دو سر بسپارند و فرمان برند، آنان را متحد و يگانه مىسازد، نمىتواند مردم را يگانه كند. و سياق آيات آينده درباره سه تن از بزرگترين پيامبران خدا (عليهم السلام) اين چنين با ما سخن مىگويد.
[٥] بيگمان شرط پيروزى آن است كه جنگ به صورت صفى يگانه باشد، و شرط داشتن صفى يگانه آن است كه جنگ زير درفش رهبرى و فرماندهى مكتبى صورت گيرد، و البته بايد رهبرى هنگامى كه اجتماع بدان سر مىسپارد از اعتبار عملى برخوردار باشد، از اين رو بزرگترين گزند و آزارى كه متوجّه رهبرى مىشود نافرمانى از آن است، و اين همان چيزى است كه به پيامبر خدا، موسى (عليه السلام) از قوم او رسيد. آنها مىدانستند كه او صاحب ولايت شرعى از جانب خداى سبحان است و فرمانبردارى از او بر آنها واجب شده است.
/ ٣٤٤ «وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ