تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧١ - شرح آيات
نيز از آنان نخواهند كه عاملان ايشان باشند، و وجود رقابت و حتى انتقاد آنان هيچ گونه كينه و حسد و هيچ نوع از حساسيتهاى منفى را در آنان برنيانگيزد، زيرا رابطه ايشان با يكديگر از همه اينها بزرگتر است، چه رابطه ايمان و جهاد است.
بدين گونه قرآن محور پيوستگى ميان گروههاى مؤمنان را معيّن و تعريف مىكند: انصارى كه در ساختن جامعه ايمانى بر ديگران پيشى گرفتهاند و مهاجرانى كه در راه خود از منافع و مصالح شخصى خود دست شستهاند و نشان مىدهد كه اين محور همان عشق و دوستى است.
و انسان بدين درجه والاى اخلاقى نمىرسد مگر آن كه ايمان بر وجود او چيره شده باشد و او نفس خود را (اعم از اميال و شهوتها و مصالح شخصى) مهار كرده و از زنجيرهاى زادگاه پرستى و قوميّت و نژادپرستى و طبقهگرايى و حزبى بودن رها شده باشد، و چنان شود كه امام صادق (عليه السلام) گويد: «كسى كه براى خدا دوست بدارد و براى خدا دشمن بدارد، و براى خدا بدهد، و براى خدا خوددارى كند، چنين كسى است كه ايمانش كامل شده است». [٣٥] بارى. عشق به خاطر خدا از محكمترين دستاويزها و ريسمانهاى ايمان است، پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) گفت: «دوستى مؤمن نسبت به مؤمن به خاطر خدا از بزرگترين شاخههاى ايمان است». [٣٦]/ ٢٤٤ ائمه هدى عشق را همان دين به شمار آوردهاند، و امام صادق (عليه السلام) در پاسخ پرسندهاى كه از او درباره عشق پرسيد كه آيا همان ايمان است؟ مىگويد: «واى بر تو، آيا دين چيزى جز عشق است؟ آيا به گفته خدا توجّه نكردهاى كه إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ [٣٧] اگر خدا را دوست مىداريد از من پيروى كنيد تا او نيز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بيامرزد»، و آيا گفته خداوند را به محمد (صلّى اللَّه عليه و آله)
[٣٥] - المحاسن، برقى، ج ١، ص ٢٦٣.
[٣٦] - همان مأخذ.
[٣٧] - آل عمران، ٣١.