تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٣ - شرح آيات
خدا بگردد، تا خداوند نيز از فراز عرش خود اين جامعه را تبرّك كند و به يارى و پشتيبانى خود نگهبانش باشد،/ ٢٤٥ و هر چه شدّت و صلابت نبرد ما با دشمنان خدا بيشتر شود پيوستگى و بهم جوشيدن و ذوب شدن ما در بوته توحيد بيشتر مىشود.
دوم: بر كنار ماندن از رشك و حسد نسبت به پيوستگان بعدى ... هر گونه گذشت مادى يا معنوى كنند دلهايشان صافى و پاكيزه است و در برابر برادران خود قيد و زنجير و حسّاسيتى ندارد و به فراخى گشوده است چندان كه از مقدّم بودن برادرانشان يا مقدّم داشتن آنان تنگدل نمىشوند، زيرا دلهايشان سرشار از ايمان و هشيارى است، و هر يك از آنان به خاطر ارزشها از خود گذشته و تمام وجودش از آن امّت است. پس پيروزى يا ثروت يا غنايم يا مناصب را منحصر به خود يا براى گروهى بدون ديگرى نمىداند، بلكه آنها را براى همه مىداند، هم چنان كه پيش افتادن هر فرد يا شاخهاى را پيش افتادن خود نيز مىشمارد.
وَ لا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا و از آنچه به مهاجران داده شود در دل احساس حسد نمىكنند،» زيرا فضل به دست خداست و آن را به هر كس بخواهد مىدهد، و رأى و نظر رهبرى مكتبى آنچه را مناسب تشخيص مىدهد مقرّر مىدارد، و حق از آن كسى است كه شايستگى دارد، و هيچ كس را حق وصايت در فضل خدا و آنچه از اوست و براى امّت است، نمىباشد، پس حسد و برادركشى براى به دست آوردن داراييها و مقامات و مشاغل براى چيست؟ مؤمنان هر چه به دست مىآورند براى تقويت برادران خود و هموار كردن راه پيشرفت آنان صرف مىكنند تا آنان پيش روند و شأنشان بالا رود و از خلال فعّاليت و به وسيله ارتقاء آنان، شأن دين و امّت بالا رود. و چه قدر جاى تأسّف است كه امروزه در ميان امّت دستهاى بيماردل را ببينيم كه با هر نيرو و توان و خدعه و مكرى كه دارند براى كوفتن و درهم شكستن هر رهبرى جديدى كه در صحنه مبارزه پديدار شود مىكوشند، و در دلهايشان هزاران گونه رشك و حسد نسبت به فضل و آبرويى كه به آنان داده شده، مىبينى.
اسلام نسبت به حسد موضعى قاطع گرفته تا آنجا كه آن را همتاى شرك و