تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٣ - شرح آيات
حق را ترك كردند و به باطل گرويدند تا چيزهايى به دست آورند و سودى برند و هرگز در رسيدن به مراد خود كامياب و رستگار نخواهند شد.
[٢٠- ٢٢] قرآن حكيم ديگر بار زيان حزب شيطان و وابستگان آن را تأكيد مىكند، زيرا با ترك رسالت به دشمنى خدا پرداختند و با نافرمانى نسبت به پيامبر او با او دشمنى ورزيدند و از تسليم شدن به رهبرى او سرباز زدند و از اين رو از مردمى شدند كه بيشترين خوارى و تحقير را مىبينند.
«إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ فِي الْأَذَلِّينَ- همانا كسانى كه با خدا و پيامبرش مخالفت مىورزند در شمار ذليلترين كساناند،» زيرا عزّت به خدا اختصاص دارد و او پيامبر خود و مؤمنان (حزب خدا) را بدان اختصاص داده و گروه مخالفان از ايشان نيستند «الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً [٥١]- كسانى كه بجاى مؤمنان كافران را به دوستى برمىگزينند، آيا عزّت و چيرگى را نزد آنان مىجويند، در حالى كه عزّت به تمامى از آن خداست؟». وانگهى راه عزّت و چيرگى حقيقى همان تطبيق حق است نه پيروى از باطل و خواهشهاى نفس، و آنان كتاب خدا را پشت سر خود گذاشته و از شيطان پيروى كردهاند.
/ ١٩٠ اين آيه ما را رهنمون مىشود كه آن گروه منافق در درون ضمير خود با احساس پستى و كوچكى و خوارى بسر مىبرند و اين امر آنان را وا مىدارد كه به گمان و پندار خطاى خود در جستجوى قوّت و عزّت به دوستدارى دشمنان خدا پردازند، ولى مؤمنان راستين به دوستدارى و پيوستگى خود به خدا و حزب و رهبرى او تمسّك مىجويند و آن را از كف نمىدهند زيرا اعتقاد راسخ دارند كه اين تنها راه رسيدن به عزّت و قوت (و رستگارى) است.
خوارى كافران به صورتى واضحتر هنگامى آشكار مىشود كه خداوند عذاب خوار كننده را بر آنان نازل مىكند و هيچ كرامتى براى آنان در ميان مردم و در
[٥١] - النساء/ ١٣٩.