تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩١ - شرح آيات
چون چيزى بشكافد گويند «انفطر شكافت»، و خدا با آفرينش، نيستى را از هم شكافت و ناگهان آسمانها و زمين را از درون آن به هستى آورد.
از معانى «انفطار» اين است كه آسمانها و زمين نبودند، پس يكباره به وجود آمدند، و خدا آنها را بدون الگويى كه از آن تقليد كند ابداع و نوآفرينى كرد، و از معانى ديگر آن اين كه آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند و او به قدرت خود آنها را از هم گشود.
«أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ- تو ميان بندگانت داورى خواهى كرد.»/ ٥٠٢ همانا ژرفسازى احساس مراقبت خدا در نفس انسان، و اين كه او در ميان بندگان خود داورى مىكند، آدمى را بر آن مىدارد كه از او نافرمانى نكند، زيرا براى انسان امكان ندارد كه مطلبى را روز قيامت از او پوشيده دارد يا دروغ بگويد.
پس وقتى او در ميان بندگان خود داورى مىكند، ديگر نقش شريكان برساخته كدام است؟ كه كافران آنها را شفيع مىشمارند، و براى گريز از مسئوليّت به آنها متوسّل مىشوند؟! با علم به اين كه در آن هنگام دادگاه خدا در ميان مردم به حق حكم مىراند و داورى مىكند.
«فِي ما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ- در هر چه در آن اختلاف مىكردهاند.» پس در آن جا سخن قاطع و حكم نهايى است كه در آن شكّى وجود ندارد و تقلّب و تلبيسى نيست، و گمراهيهاى هوى و توجيهات شهوتها بر آن احاطه ندارد، و انسان هر چه درباره آن روز و ميزان حقى كه در آن برپا داشته مىشود بينديشد به همان اندازه از خود محورى دور مىگردد و ضدّ سختى دل و فروبستگى آن بدون فهم حقايق، سنگر مىگيرد و مصون و محفوظ مىشود.
[٤٧] كسى كه به خدا كفر ورزد و بر خود يا مردم ستم راند هلاك مىشود و داراييهاى او هيچ سودى بدو نمىرساند.
«وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ- اگر هر چه در روى زمين است و همانند آن، از آن