تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٩ - شرح آيات
زيرا هيچ پناهگاهى از عذاب جز درگاه او وجود ندارد، چنان كه پروردگار ما گويد: «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ- به درگاه خدا گريزيد» [٥٢] و همه ما از گناهان خود مىترسيم ولى آمرزندهاى براى بديهايى كه مرتكب شدهايم جز خدا نمىيابيم.
از عادت بشر است كه چون گناهى مرتكب مىشود مىكوشد توجيه و بهانهاى براى آن بياورد، يا براى خود شفيع و واسطهاى بتراشد و اختراع كند و بپندارد كه او وى را از گناهش رهايى خواهد داد، و خدا مىگويد: نه، چرا اين جا و آن جا مىروى و به اين در و آن در مىزنى؟ به سوى من بيا، حتى اگر گناهكار بودهاى بيا، زيرا من هستم كه تو را از گناهت مىرهانم، نه آن شفيعان برساخته، و نه آن بهانهها و توجيهات.
«لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ- از آن اوست فرمانروايى آسمانها و زمين، سپس همه به نزد او بازگردانده مىشويد.» پس حقّا شفيع همان خداست و بس، زيرا اوست كه در آسمانها و زمين سلطان است و چيرگى مطلق دارد، و اوست كه كارهاى آن روز را تدبير مىكند و سرنوشت همه به سوى اوست كه حساب دقيق و پاداش كافى و وافى را در دست دارد.
[٤٥] «وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ- چون خدا را به يكتايى ياد كنند، دلهاى آن كسان كه به قيامت ايمان نياوردهاند نفرت گيرد،» زيرا آنها به آخرت ايمان نياوردهاند، و مىكوشند از مسئوليّتها و بازخواستها بگريزند، و مىدانند كه اگر آخرت امرى واقعى باشد آنها سنگينى و رنج بار امانت را بر عهده خواهند داشت. از اين رو است كه مىبينى نفرت مىكنند و مشمئز مىشوند، پس جنگشان با انديشه آخرت به سبب انگيزه روانى است. آنها قيامت را دوست ندارند براى آن كه مسئوليّت و بازخواست را دوست نمىدارند، و مثال آن اين
[٥٢] - الذّاريات/ ٥٠.