تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٠ - شرح آيات
كه: اگر به جنايتكار بگويند: پليس آمد، دلش متنفّر مىشود، چرا؟ زيرا پليس او را به دادگاه خواهد كشاند، و پس از آن مجازات عادلانه در كار است. امّا مرد ستمديده در حالى كه در دست ستمكار گرفتار است چون بشنود كه «پليس آمد» مىبينى پروردگارش را شكر مىكند، چرا؟ براى اين كه به زودى از دست ستمگر رهايى مىيابد ... همچنيناند مؤمنان مشتاق آخرت،/ ٥٠١ زيرا مىدانند كه آن جا پاداشى مناسب براى نكوكاريهايشان وجود دارد، در حالى كه كافران دلشان مىرمد و نفرت مىكند، بدانگاه كه خدا به يكتايى ياد شود، چون آنها در جستجوى خدايى ديگرند كه آنان را از پروردگار آسمانها و زمين برهاند، و از گناهان و تبهكاريهايشان رها سازد.
«وَ إِذا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ- و چون نام ديگرى جز او برده شود شادمان شوند.» و چون از پدران، و ارزشهاى فاسد، و شفيعان پندارى سخن گويند، از لحاظ روانى آسوده مىشوند.
تطبيق اين آيه را در هر انسانى، بويژه در جهان عقب مانده مىيابى، چه ما افراد بشر دوست نداريم به سخن كسى كه درباره مسئوليتهايمان با ما سخن مىگويد گوش فرا دهيم، امّا اگر درباره توجيه وضع فاسدمان سخن گويند و مسئوليت را بر گردن دولتها يا خطها و گرايشها، يا قضا و قدر بگذارند، با آسودگى خيال گوش مىدهيم، و سبب آن است كه چنان سخنى مسئوليّت و بازخواستى را بر ما نمىنهد.
[٤٦] مؤمن در رويارويى با اين كجروى بزرگ و گمراهى دراز دامن بر خدا توكّل مىكند و به ناله و زارى به درگاه او دعا مىكند كه دلش را استوار دارد تا از نفرت آنها از ياد خدا تأثير نپذيرد، و در همان حال با افزون كردن ذكر پروردگار خود با آنها مىستيزد و مبارزه مىكند.
«قُلِ اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ- بگو: بار خدايا، تويى آفريننده آسمانها و زمين، داناى نهان و آشكار.»