تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٢ - شرح آيات
انسان به حقّ است كه با عبارات قلمبه دشوار تحقق نمىيابد/ ٤١١ و اگر آن عبارات را در قرآن به كار مىگرفت مخصوص به طبقهاى معيّن مىشد، و اين حقيقت علمى در اين نمودار مىشود كه جهان آفريدگان با حق همكارى و تعاون دارد، امّا شرّ و باطل همانا موارد نادر و استثنايى و جدا شدن از خط سير آن است، وقتى ابليس- كه رمز و مظهر شرك است- با رجم رانده شد هيچ يك از آفريدگان آسمان و زمين و ميان آن دو با او نبود. همانا اصل در آفريدگان خير است نه شرّ، و كسى كه از ابليس فرمان مىبرد در واقع از عنصرى ضعيف فرمان مىبرد، و قرآن بدين حقيقت تصريح مىكند، آن جا كه گويد: «الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً- آنان كه ايمان آوردهاند، در راه خدا مىجنگند، و آنان كه كافر شدهاند در راه شيطان. پس با هواداران شيطان قتال كنيد كه مكر شيطان ناچيز است»، [٧٨] و از اين خاستگاه است كه حتمى بودن پيروزمندى مؤمنان راستين بر دشمنانشان آمده است، و از همين رو است كه نيز پروردگار ما در آغاز اين سوره گويد: «بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ- كافران هم چنان در سركشى و خلافند»، [٧٩] و ما آن را تفسير كرديم كه آنان كه با جهت حركت هستى مخالفت مىكنند همان كافرانند كه از سرشت و فطرت خويش منحرف شدهاند و همانها هلاك شوندگانند، و خدا در اين سوره آنها را از چنان سرانجامى بر حذر داشته است، و گويد: «كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنادَوْا وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ- چه بسا مردمى را كه پيش از آنها به هلاكت رسانيديم. آنان فرياد برمىآوردند ولى گريزگاهى نبود». [٨٠] هم چنان مخالفت طبيعت را با مسير حركت آنها و شكست حتمى آنها را بدين گفته خود تأكيد كرده است كه: «أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبابِ* جُنْدٌ ما هُنالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزابِ- يا فرمانروايى
[٧٨] - النساء/ ٧٦.
[٧٩] - همين سوره (ص)/ ٢.
[٨٠] - همين سوره (ص)/ ٣.