تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٠ - شرح آيات
بهشت برون برد. فرمان خدا براى مردم آسمان و زمين يكى است، و هيچ يك از آفريدگان خدا را در حلال شمردن چيزى كه حرام دانسته، رخصتى نيست». [٧٦] كجروى ابليس به جبر از سوى خدا نبود بلكه به اختيار شخص ابليس بود، و از گفت و گويى كه ميان خدا و او گذشته آشكار مىشود كه خداى تعالى خواسته او را هدايت كند و در اين باب بدو بيشتر سخن گفته است، و اين در قرآن و رسالتهاى ديگر الهى اساس و پايه است، زيرا فلسفههاى قديم و جديد همه به جبر معتقدند، و اين كه شرّ از جانب خداست- بس منزه و والاتر از آن چيزى است كه اينان توصيفش كنند- يا از سوى خدايى كه در رأى با او مخالف است، ولى در قدرت مساوى است، و اين دوگانه شناسى بدين يا بدان صورت، در تمام فلسفهها چون فلسفه كمونيسم كه معتقد به دوگانگى حتميّت تاريخى (جبر تاريخ) است يا فلسفه فرويد كه معتقد به دوگانگى جنسيّت است و ديگران وجود دارد. اين عقيده منحرف فلسفى به بسيارى از كتابهاى اديان راه يافته است ولى اين آيات و بسيارى آيات ديگر كه در اين موضوع با آنها برخورد مىكند روشن مىسازد كه ابليس در چارچوب قضا و قدر خدا آزاد بود، پس او قادر نبود در برابر اراده الهى ايستادگى كند در صورتى كه خدا چنان مىخواست، ولى از سوى ديگر تأكيد مىكند كه خداى تعالى او را مجبور به نافرمانى و گمراهى نكرد، بلكه بدو مهلت داد و در اين امر براى اقامه دليل با او به گفت و گو پرداخت شايد او را به حق راهى نمايد.
[٧٧- ٧٨] چون شيطان رد كرد و بر نافرمانى خود و نازيدن باطل به عنصريّت خويش پاى فشرد، خدا او را از شمول رحمت خود دور راند و اعتبارى را كه پيش از آن بدو عطا كرده بود از او باز پس گرفت.
/ ٤١٠ «قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ- گفت: از اين جا بيرون شو كه تو مطرودى.» و رجيم همان مطرود است كه اميدى به بازگشت او نباشد، و شايد اندك
[٧٦] - نهج البلاغة، خ ١٩١، ص ٢٨٥؛ ترجمه دكتر شهيدى، خطبه ١٩٢، ص ٢١٠- ٢١١.