تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠١ - شرح آيات
احتمالى به بازگشت ابليس به حقّ، هنگامى كه خدا او را از شمول رحمت خود بيرون كرد، بوده است، و خدا مهلتى بيش از آنچه بدو داده بود به وى بخشيده باشد.
در قرآن آيهاى است كه اشاره به حكمتى الهى دارد كه پيشتر ياد شد.
خداى تعالى در مورد گفت و گوى خود درباره نافرمانى ابليس نسبت به خويش گويد: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ- و آن گاه كه به فرشتگان گفتيم كه آدم را سجده كنيد، همه سجده كردند جز ابليس كه از جن بود و از فرمان پروردگارش سر بتافت». [٧٧] اين آيه اشاره مىكند كه او جنّ بود ولى توانست با عبادت و كوشش خود- چنان كه در روايت است- به مقام فرشتگان برسد، سپس به پست شدن و سير نزولى او اشاره مىكند كه سببش نافرمانى نسبت به خداست، و تأكيد آيه بر جنّ بودن او به منظور تأكيد آزادى و اختيار اوست، و اين كه چگونه با كردار خود به مقام فرشتگان بالا رفت و سپس به سبب انتخاب بد خود سقوط كرد.
اين آيه از سوره «ص» و آيه پس از آن گوشهاى از مجازاتهايى را كه خدا بر ابليس واجب ساخته بيان مىكند كه عبارت است از
نخست: بازگرفتن مزايا و اعتبارهايى كه به وسيله عبادت به دست او آمده بود، همچون ورود او به بهشت، و محسوب شدنش در شمار فرشتگان، و شمول رحمت خاص خدا به او.
دوم: رانده شدن و رجم او از جانب خدا، و «رجم» همان راندنى است كه پس از آن راهى براى بازگشت ندارد- چنان كه پيش از اين گذشت- پس او دور رانده شده از ديگر آفريدگان است، و معنى اين سخن آن است كه آنها با او همكارى نكنند، و اين حقيقتى است علمى كه قرآن آن را با عباراتى بسيار ساده شرح مىدهد كه كودك با تميز نيز آن را مىفهمد، زيرا هدف آيات همان هدايت
[٧٧] - الكهف/ ٥٠.