تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٨ - شرح آيات
صدقه دهد نزد على (ع) آوردند، حضرتش او را براند، و آن مرد نيز عهد كرد كه ديگر بار چنان نكند.
پروردگار ما، پس از آن بيان، پيامبر خود ايّوب (ع) را با توجه به امورى در شخصيت او مىستايد
يكم: صبر او، چه خدا او را عرضه گونهگون گرفتاريها و آزمونها ساخت و او پايدارى و بردبارى كرد.
«إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً- همانا، ما او را بندهاى صابر يافتيم.» دوم: ناب بودن او در عبادت و توبه خويش، چندان كه بلا او را وادار نكرد كه به خدا كفر ورزد، يا به ستايش كسى جز او، از شريكان دروغين و برساخته پردازد.
«نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ- او كه همواره روى به درگاه ما داشت، چه نيكو بندهاى بود.» هر چه بلايش فزونى مىگرفت بيشتر به خدا روى مىآورد و بدو نزديكتر مىشد.
در تفسير قمى آمده است: پدرم از ابن فضّال، از عبد اللَّه بن بحر، از ابن مسكان، از ابى بصير، از ابى عبد اللَّه (ع) مرا حديث كرد و گفت: درباره بليّه ايّوب كه در دنيا بدان گرفتار شد پرسيدم كه علّت آن چه بود؟ گفت
«به سبب نعمتى كه خداى عزّ و جلّ در دنيا بدو بخشيد و او هم شكر آن نعمت را به جاى آورد، امّا در آن زمان آنچه در زير عرش مىگذشت بر ابليس پوشيده نبود، چون ابليس فرا رفت و شكر نعمت ايوب (ع) را بديد بر او حسد ورزيد، و گفت: پروردگارا ايّوب جز بدين سبب اين نعمت را شكر نمىگذارد كه تو چندين نعمت را در دنيا بدو ارزانى داشتهاى، امّا اگر او را در دنيا محروم سازى هرگز شكر نعمتى نخواهد گزارد، او را گفتند: تو را بر دارايى و فرزندانش چيره كرديم، (راوى) گويد: ابليس فرود آمد و از دارايى و فرزندان او چيزى باقى نگذاشت، امّا ايّوب به سپاس و ستايش به خدا در افزود، ابليس گفت: پروردگارا، پس مرا بر