تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٧ - شرح آيات
«پس خوشهاى خرما شامل يكصد رشته به دست گرفت و زنش را بدان يك ضربه بزد و از سوگند خود بيرون شد». [٥٠] فقيهان از تفسير اين آيه كريم و احاديث ديگر حدّ شرعى را استفاده كرده و درباره آن گفتهاند كه اگر زناكار چندان بيمار باشد كه بدنش تحمّل تازيانه خوردن نداشته باشد، او را بدين روش يكصد تازيانه (همزمان و خفيف) مىزنند و حدّ متعارف از او ساقط مىشود. و در خبر است كه مردى فراخ شكم را كه دچار آماس شكم شده و شكمش آب آورده و رگهاى رانهايش بيرون زده بود و با زنى بيمار زنا كرده بود، نزد پيامبر (ص) آوردند. پيامبر خدا (ص) فرمود شاخهاى نخل آوردند كه در آن يكصد سرشاخه خوشه بود و با آن ضربهاى بر مرد و ضربهاى بر زن نواخت و هر دو را آزاد ساخت». [٥١] و الحبن (استسقا) مرضى است در شكم كه شكم به سبب آن بزرگ مىشود و ورم مىكند.
پس از آن كه خدا به ايّوب (ع) امر كرد كه به گونهاى كه گذشت براى اداى تعهّدى كه بر خود كرده بود همسرش را بزند، ضرورت التزامهايى را كه مؤمن در برابر خداى خود متعهّد مىشود بدو تأكيد كرد و گفت
«وَ لا تَحْنَثْ- و سوگند خود را مشكن.» يعنى با ترك وفاى به سوگند و مخالفت با آن به باطل مگراى، زيرا انسان مؤمن را مىسزد كه به التزامها و عهدهايى كه با پروردگارش بر خود نهاده است وفا كند. بسيارى از مردم وقتى بيمار يا گرفتار دشواريهايى مىشوند، از خدا به دعا مىخواهند كه به آنان يارى دهد و مشكلشان را از دوششان برگيرد ولى به محض آن كه بهبود يافتند يا دشواريهايشان پايان يافت نذرها و تعهّدهاى خود را از ياد مىبرند.
وانگهى بر انسان واجب است كه چيزى را كه نمىتواند بپردازد تعهّد نكند تا گناه شكستن توبه دامنگيرش نشود. مردى را كه نذر كرده بود/ ٣٧٧ پيلوارى نان در راه خدا
[٥٠] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٤٦٦.
[٥١] - همان مأخذ، شماره ٧١.