تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٩ - شرح آيات
[٣١] قرآن براى مجسّم ساختن گرايش و بندگى سليمان (ع) نسبت به خدا صورتى از زندگى او را به ما عرضه مىكند.
«إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ- آن گاه كه به هنگام عصر اسبان نژاده تيزرو را كه ايستاده بودند به او عرضه كردند.» صافنات از بهترين اسبهاى تربيت شدهاند، و هر وقت سليمان آهنگ جهاد داشت آنها را بدو عرضه مىكردند.
[٣٢] در همان روز عرضه اسبها، و شايد به سبب فزونى آنها وى مدتى دراز بدانها مشغول شد چندان كه خورشيد نهان شد (يا در شرف غروب بود) و فضيلت نماز عصر از دست او برفت، و ديگر وقت گزاردن آن نبود و او ساز و برگ جهاد فراهم مىكرد/ ٣٥٨ و سرگرم كارى از كارهاى دنيا بود، و با وجود اين از پروردگار خود آمرزش خواست و آن را تقصيرى شمرد كه مستوجب توبه مىشود.
«فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ- گفت من دوستى اين اسبان را بر ياد پروردگارم گزيدم تا آفتاب در پرده غروب پوشيده شد،» و سلطان بودن او وى را از اعتراف به خطا باز نداشت، گرچه آن خطا در حدّ ترك شايستهترى به سبب عمل خيرى ديگر بود كه خدا آن را دوست دارد.
پس معنى سخن او اين است كه جهاد مرا از نماز بازداشت، در حالى كه هر دو واجبند، اما نماز شايستهتر است، مگر نه آن كه مؤمنان براى برپا داشتن نماز جهاد مىكنند؟
[٣٣] هنگامى كه سليمان (ع) متوجّه از دست رفتن وقت نماز شد، از جهاد دست كشيد و نماز خود را قضا كرد، و ديگر بار بازگشت، و گفت
«رُدُّوها عَلَيَ- آنها را نزد من بازگردانيد.» يعنى اسبان نژاده را، تا به رسيدگى به لشكر ادامه دهد.
«فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ- پس به دست كشيدن (و نواختن) بر ساقها و گردنهايشان آغاز كرد،»