تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥١٠ - شرح آيات
دارد از بين برده بلكه براى بسيار پرداختن او به گناهان و پافشارى بر آن كه كمترين اسباب معرفت و شناخت را كه همان شعور باشد از انسانى كه در ژرفاى بىخبرى و گمراهى به سر مىبرد سلب مىكند.
[٥٦] اين در دنيا، امّا در آخرت آن جا كه حقايق بر انسان كشف مىشود، زيرا او به بالاترين مراحل هشيارى و شعور مىرسد، چيزى نمىماند كه او از حسرت آب شود، آن گاه كه آنچه را خدا براى مؤمنانى كه از فرصت زندگى دنيا بهره بردهاند، به عنوان پاداش آماده كرده است، در حالى كه او از استفاده از اين فرصت گرانبها غافل مانده است، و نيز هنگامى كه عذابى را كه خدا براى كافران و مشركان و ستمكاران آماده كرده است چنين مىشود.
/ ٥١٩ «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ- تا كسى نگويد: اى حسرتا بر من كه در كار خدا كوتاهى كردم.» با زيادهروى در گناهان و كوتاهى در واجبات و انجام دادن كارهاى نيك. بنا بر اين واجب است كه از فرصت خود در زندگى بهره جوييم، و به راستى خوشبخت كسى است كه از تجربه ديگر اندرز گيرد.
پس اگر ديگرى مقصّر از دنيا رفته و در نتيجه هلاك شد و حسرت كشيده ما هنگامى كه هنوز اندرزگيرى سودمند است از وضع او اندرز بگيريم، زيرا چون مرگ فرا رسد ما نمىتوانيم هيچ چيز از بيش و كم وضع خود را تغيير دهيم.
هنگامى كه انسان پس از مرگ به بالاترين مراحل دانش و آگاهى كه همان علم يقين است مىرسد دامنه گمراهى و كجروى خود را از حق كشف مىكند.
«وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ- و از مسخره كنندگان بودم.» يعنى من از مسخره كنندگانى بودم كه حق و اهل و پيروان آن را به مسخره مىگرفتند.
[٥٧] خدا مسئوليّت هدايت انسان را بر عهده شخص او مىگذارد، با بهرهجويى از نشانهها و آيات ذات متعال خود، خواه آنچه در عالم هستى تجلّى