تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥١٢ - شرح آيات
مىگشتم از نيكوكاران مىشدم.» بدين سان قرآن تأكيد بسيار خود را بر اهميّت احسان و نيكوكارى تكرار مىكند، زيرا احسان والاترين درجهاى است كه انسان بدان مىرسد، بدين لحاظ كه احسان نمودار بيرون آمدن انسان از خويشتنيها و خواهشهاى خويش به خدمت ديگران است «وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ- و آنان كه از حرص نفس خويش در امان ماندهاند، هم آنان رستگارند». [٧٣] [٥٩] پس از اين گريز، به سياق قرآنى در اين سوره باز مىگرديم تا پاسخ قرآن را بر آن گفتهها كه بر زبان دوزخيان به روز قيامت به تكرار مىگذرد بشنويم.
خداى تعالى گويد
«بَلى قَدْ جاءَتْكَ آياتِي- بلى، آيات من بر تو نازل شد،»/ ٥٢١ و در امكان تو بود كه از اين حسرت و سرزنش در گذرى و با زرهى، و به حق هدايت شوى، و از فرصت زندگى دنيا بهرهبرى.
«فَكَذَّبْتَ بِها- و تو آنها را دروغ شمردى،» در مرحله نخست، «وَ اسْتَكْبَرْتَ- و گردنكشى و خويشتن بزرگى كردى.» در برابر حقّى كه برايت آورده بودند، در مرحله دوّم، و اين مرحله از خطرناكترين مراحل نافرمانى است.
«وَ كُنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ- و از كافران بودى.» آن گاه كه چيزى را كه برايت آورده بودند به نحو تمام انكار كردى، و اين مرحله سوّم.
[٦٠] مهمترين چيزى را كه كافران دروغ مىشمارند همان رستاخيز و روز قيامت است، امرى كه آنها را از تحمّل مسئوليّت دور مىسازد، و آيا جز كسى كه به روز پاداش ايمان دارد مسئوليّت را تحمّل مىكند؟
[٧٣] - التّغابن/ ١٦.