تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٨ - شرح آيات
نيست، پس هر چه مىخواهد مىكند، و از هر ملاحظه و التزامى خود را وامىرهاند، امّا حالت دوّم همان خروج از سلّول زندان خويش به پهنه فراخ حقيقت است، آن جا كه در جهان واقعى كه به هستى آن اعتراف دارد به سر مىبرد، و براى آشنا شدن و هماهنگى با آن مىكوشد، و در مثل دارنده اين حالت همچون كسى است كه به شهرى درآيد و بداند كه در آن مردمى هستند كه ناگزير است با آنها همزيستى كند، و آنان را قوانينى است كه ناچار بايد آنها را مراعات كند، و بدين سان چون آنان را مىشناسد و به حقوقشان آگاهى دارد درمانده نمىشود، بلكه آنها را با خوشامد استقبال مىكند و بىترديد به نظامشان گردن مىنهد و احترام مىگذارد.
اگر حالت اوّل باشد جمود و عقبماندگى و نادانى و آشوب را منعكس مىكند، ولى حالت دوم همان اوج پويايى و پيشرفت و دانش و مراعات است.
«فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ- پس واى بر سخت دلانى كه ياد خدا در دلهايشان راه ندارد.» خدايى كه نشانههاى رحمت و قدرت و عظمتش همه چيز را فراگرفته، با اين همه مىبينى كه دلهاشان نسبت به ياد او سخت است، تا چه رسد به ديگر حقايق آفرينش؟ آيا كسى را كه براى ديدن نور خورشيد نابيناست ديدهاى؟ آيا وى مىتواند نور شمعى را ببيند؟! همچنين است وقتى دل نسبت به ياد خدا سخت شود، پس اميدى نمىرود كه براى شناخت چيزى گشوده و نرم گردد.
/ ٤٦٩ «أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ- آنان در گمراهى آشكارى هستند.» گمراهى آشكار بر اينان احاطه دارد، هم چنان كه نور خدا بر آنان احاطه دارد.
[٢٣] از برجستهترين نشانههاى گشودگى دل استقبال و پذيرا بودن نور خدا در قرآن است، به راستى خدا بهترين سخن را نازل كرده، زيبايى و نكويى و بلاغت و علم و هدايت و نور را يك جا و فشرده گرد آورده است، و پروردگار در آن جلوهگر است چنان كه دلهاى مؤمنان در آن زيبايى پروردگار خود را مىبيند همان گونه كه چشمهايشان زيبايى صنع او را مىنگرد.