تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٠ - شرح آيات
بعضى گفتند: اين پيكرههاى اقوام گذشتهاند كه پيش از ما فرمانبردار خدا بودهاند، پس ما براى بزرگداشت خدا پيكره اينها را ساختهايم و مىپرستيم.
ديگران گفتند: وقتى خدا آدم را آفريد و به فرشتگان فرمود بدو سجده كنند، ما سزاوارتر از فرشتگان بر آن سجده گزارى بوديم، ولى آن سعادت از دست ما رفت، اكنون پيكره او را ساختهايم و به اين پيكره براى نزديكى جستن به خدا سجده مىكنيم،/ ٤٣٠ چنان كه فرشتگان نيز با سجده گزارى به آدم به خداى تعالى نزديكى جستند». [٣] «إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي ما هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ- خدا در آنچه اختلاف مىكنند ميانشان حكم خواهد كرد.» گفتهاند: اين تهديدى است نهفته به آن قوم كه بيگمان به زودى آنان را به سبب كردار و گفتارشان بازخواست خواهند كرد و بايد حسابى دشوار بر آنچه كرده و گفتهاند پس بدهند، پس در اين صورت بر آنها جايز نيست كه در نسبت دادن اولياء به خدا مبالغه كنند و ايشان را بدون اذن خداى سبحان شفيع خود بشمارند.
شايد اين آيه به آنچه ميان امّتها درباره تقديس بزرگان و نسبت دادن آنان به پروردگار عزّت شهرت دارد اشاره مىكند، همچون اعتقاد به اين كه اين پادشاه يا آن سلطان همان سايه خدا در زمين است بىآن كه به ارزشهاى الهى و مقياسهاى رسالتى رجوع شود، در حالى كه هر كسى كه فضلى نصيب او گشته ولىّ خدا نمىگردد بلكه آن كسى كه حقّا خدا را مىپرستد و از پيامبرانش صادقانه پيروى مىكند دوستدار و ولىّ خداست.
از خود مىپرسيم: حكمت بيان اين حقيقت در اين جا چيست؟
در واقع مردم مىپندارند كه اگر امرى را به دروغ به خدا نسبت دهند بر خدا واجب است كه به صورتى غيبى آنها را باز دارد، مثلا صاعقهاى بر سرشان فرود آورد يا دست كم فرشتهاى را نزدشان بفرستد كه به آنها هشدار دهد و بترساندشان، و
[٣] - الاحتجاج، از طبرسى، ص ٢٦.