تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٩ - شرح آيات
انداختهاند بىآن كه خداوارها را بر ايشان قدرتى مطلق باشد يا خداى سبحان فرمان به پرستش آنها داده باشد.
از كلمه «أولياء- دوستداران» در مىيابيم كه آن كسان آن خداوارها را دوست داشتند و از آنها پيروى مىكردند و به آنها نزديكى مىجستند.
/ ٤٢٩ ضمير در كلمه «نعبدهم- ايشان را مىپرستيم» مىرساند كه آن اولياء داراى عقلند، در حالى كه مىبينيم بعضى ديگر از مردم بتهايى را مىپرستند كه عقل ندارد. براى چه؟ شايد براى آن كه آن بتها نيز- در باور و پندار آنان- مظهر نيروهاى عاقلند، همچون فرشتگان و پيامبران يا اولياء صالح، و اين مطلب از حديث زير معلوم مىشود
«پيامبر خدا (ص) روى به مشركان عرب كرد و گفت: «چرا شما اين بتها را به جاى خدا به پرستش گرفتيد؟» گفتند: ما بدين وسيله به خداى تعالى نزديكى مىجوييم.
پس به آنان گفت: آيا اين بتها شنوا و فرمانبردار پروردگار خود هستند و براى او عبادت مىكنند كه شما با بزرگداشتشان به خداى تعالى نزديك شويد؟
گفتند: نه.
گفت: پس اين شماييد كه آنها را با دستهاى خود تراشيدهايد؟ گفتند
آرى.
گفت: پس اگر براى اين بتها روا مىبود كه عبادت كنند شايستهتر آن بود كه آنها شما را عبادت مىكردند تا شما آنها را، و بنا بر اين كسى كه به مصالح شما و عواقبتان آگاه است و در اختلافاتى كه داريد حكم مىكند به شما امر نكرده است كه اين بتها را بزرگ داريد.
(راوى) گويد: چون پيامبر (ص) اين سخن را گفت، آنها با يكديگر به اختلاف در آمدند، برخى گفتند: در واقع خدا در كالبدهاى مردانى كه بدين شكلها بودهاند حلول كرده و ما اين صورتها را تصوير كردهايم و بزرگ مىداريم تا آن صورتهايى را كه پروردگارمان در آنها حلول كرده بزرگ داشته باشيم.