تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٩ - شرح آيات
كرد كه آرزوى عزّت و بزرگى او را در سر پرورد. پس فرشتگان مقرّب خود را بدان بيازمود، و بدين آزمايش فروتنان را از گردنكشان جدا فرمود. پس گفت خداى سبحان كه داناست بدانچه نهان است در دلها- اى همگان- و در پردههاى غيب پنهان: «إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ* فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ- همانا مىآفرينم آدمى از گل، پس چون آن را راست و درست كردم، و از روح خود در آن دميدم، بيفتيد براى او سجدهكنان* پس سجده كردند فرشتگان همگى، جز شيطان» [٧٥] كه رشك او را فراگرفت و به آفرينش خويش بر آدم نازيد و به اصل خود- كه آتش است- بر او غيرت ورزيد. پس دشمن خدا- شيطان- پيشواى غيرت ورزان است، و پيشرو مستكبران، پايه عصبيّت را نهاد و بر سر لباس كبريايى با خدا درافتاد. رخت عزّت را در بر كرد، و لباس خوارى را از تن برآورد. نمىبينيد چگونه خدايش به خاطر بزرگمنشى كوچك ساخت، و به سبب بلند پروازى به فرودش انداخت؟ در دنيا او را براند، و براى وى در آخرت آتش افروخته آماده گرداند، و اگر خدا مىخواست آدم را از نورى بيافريند كه فروغ آن ديدهها را بربايد، و زيبايى آن بر خردها غالب آيد، با بويى خوش چنان كه نفسها را تازه نمايد، چنين مىكرد.
گردنها برابر او خم بود و كار آزمايش بر فرشتگان آسان هم،/ ٤٠٩ ليكن خداى سبحان آفريدگان خود را به پارهاى از آنچه اصل آن را نمىدانند، مىآزمايد تا فرمانبردار از نافرمان پديد آيد و تا بزرگ منشى را از آنان بزدايد، و تكبّر را از ايشان دور نمايد.
پس، از آنچه خدا به شيطان كرد پند گيريد، كه كردار دراز مدّت او را باطل گرداند، و كوشش فراوان او بىثمر ماند. او شش هزار سال با پرستش خدا زيست، از ساليان دنيا يا آخرت- دانسته نيست- امّا با ساعتى كه تكبّر كرد خدايش از بهشت بيرون آورد، و پس از ابليس، كه ايمن بود كه خدا را چنان نافرمانى نكند؟
هرگز خدا انسانى را به بهشت در نياورد به كارى كه بدان كار، فرشتهاى را از
[٧٥] - همين سوره ص، ٧١، ٧٢، ٧٣.