تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٥ - شرح آيات
بدو نزديك نمىشد جز رحمه (همسرش) كه با گردآورى صدقه با او صبر كرد، و براى او خوراك مىآورد و چون او خدا را حمد مىكرد وى نيز به حمد خداى تعالى مىپرداخت، و ايّوب با چنين وضعى لحظهاى از ياد خدا و ثناگويى بر او و شكيبايى بر آنچه بدان مبتلا شده بود غافل نماند. آن گاه دشمن خدا، شيطان كه از صبر ايّوب بىتاب شده بود فريادى سخت بركشيد كه تمام سپاهيانش را از اطراف زمين گردآورد، و چون نزد او جمع شدند گفتند: چه چيزى اندوهگينت كرد؟ گفت
اين بندهاى كه از خدا خواستم تا مرا بر دارايى و فرزندانش چيره سازد مرا به ستوه آورد، من مال و فرزندى براى او باقى نگذاشتم ولى با وجود آن او جز بر صبر و ثنا بر خداى تعالى نيفزود، سپس بر پيكرش چيره شدم و زخمى در او به جاى نهادم كه او را به خاكروبهدان بنى اسراييل افكند و هيچ كس جز زنش بدو نزديك نمىشود. هر آينه من نزد پروردگارم رسوا شدم و به شما ناليدم تا مرا ضدّ او يارى دهيد. به او گفتند: مكر و نيرنگ تو چه شد؟ و دانشت كه بدان گذشتگان را هلاك كردهاى كجا رفت؟ گفت: تمام آنها در كار ايّوب باطل و بىاثر شد، پس مرا مشورت دهيد، گفتند: به مشورت به تو مىگوييم: هنگامى كه آدم را از بهشت بيرون كشاندى از چه راهى با او در آمدى؟ گفت: از طريق زنش، گفتند پس بر ايّوب نيز از طريق زنش عمل كن زيرا او/ ٣٧٥ نمىتواند در حالى كه كسى جز اين زن به او نزديك نمىشود، از وى نافرمانى كند، گفت: درست گفتيد. پس به راه افتاد تا به زن او كه صدقه گرد مىآورد برسيد، آن گاه به صورت مردى بر وى ظاهر شد و گفت: اى كنيز خدا، شوهرت كجاست؟ گفت: زخمهايش او را مىآزارد و مىخاراند و حشرات در پيكرش به رفت و آمدند. چون شيطان اين را از آن زن بشنيد طمع كرد سخنى گويد كه او را بىتاب سازد پس در او به وسوسه دميد و او را يادآور نعمتها و مالى كه پيشتر داشت شد و زيبايى و جوانى ايّوب را به خاطرش آورد و نيز وضع زيانبار حال او را يادآور شد و گفت كه اين وضع هيچ گاه از ايشان جدا نخواهد شد.
حسن گفت: آن گاه آن زن بانگى برآورد و چون بانگ برآورد شيطان دانست كه بىتاب شده است از اين رو برّهاى آورد و گفت: ايّوب بايد اين را براى