تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٥ - معناى فتنه
خدا و بندگان او بوده است؟
مشكلتر در اين امر اين كه اين رأى به بسيارى از تفسيرهاى ما راه يافته، و هنگامى كه افكار خود را در تفسير قرآن از تورات تحريف شده اقتباس كنيم، و چنين ظلم و كجروى و اين نادرستيها را به انبياء نسبت دهيم، در اين صورت زيانى نمىبينيم كه مردى همچون متوكّل عبّاسى، يا معاوية بن ابى سفيان و پسرش يزيد بر ما حكم رانند، زيرا وقتى فرهنگ ما آلوده بدين افكار باطل باشد، زودا كه ما را به پيروى از سلاطين و پادشاهان ستمگر، بدين باور كه خليفگان خدا/ ٣٤٤ و امينان رسالتاند، بكشاند.
دوم: آزمونى كه داود عرضه آن شد، همان شتابزدگى و سرعت مبادرت او در صدور حكم بود بى آن كه از صاحب يك ميش دليلى بخواهد، يا به نظر و دفاعيّات خوانده گوش فرا دهد، چه- از لحاظ شرعى و منطقى- براى قاضى جايز نيست كه پيش از تحقيق در قضيهاى و توجّه به ديگر جوانبى كه بدان مربوط مىشود حكمى صادر كند.
امام رضا (ع) پس از آن كه دستش را بر پيشانى خود كوفت، در حالى كه رأى اوّل را رد مىكرد و رأى دوّم را بيان مىفرمود گفت: «ما از خداييم و به سوى او باز مىگرديم. شما به پيامبرى از انبياء خدا- عليهم السّلام- نسبت دادهايد كه در نماز خود سستى نمود، تا آن جا كه به دنبال پرنده بيرون آمد، سپس گناهى فاحش و سپس قتل كرد؟ (طرف سؤال گفت): اى زاده رسول خدا! پس گناه او چه بوده؟ گفت: واى بر تو! در واقع داود- عليه السّلام- پنداشت كه خدا آفريدهاى داناتر از او نيافريده است، از اين رو خداى عزّ و جلّ آن دو فرشته را نزد او فرستاد كه از ديوار محراب بالا آمدند و (يكى از آن دو) گفت: «خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ* إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ- ما دو مدّعى هستيم كه يكى بر ديگرى ستم كرده است.
ميان ما به حق داورى كن و پاى از عدالت بيرون منه و ما را به راه راست هدايت